راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٠ - باب سوّم درباره تحقيق و پرسش، اقدام كردن، سهل انگارى و احتمال هر كدام
خودش بيشتر حذر كند چرا كه او از روى علم و آگاهى چيزى را مىخورد، در حالى كه اعضاى خانواده چه بسا اگر ندانند عذرشان پذيرفته است، زيرا خود سرپرست امر خويش نبودهاند. بنابراين ابتدا خود از حلال استفاده كند و بعد به كسانى كه نانخور او هستند بدهد و هر گاه درباره خود، ميان مخارج مخصوص خوراك و پوشاك خويش و مخارج ديگر مانند اجرت حجامت كننده، رنگرز، رختشو، و مزد نورهكشى و روغن مالى، باربر، تعمير منزل، و كرايه چهارپايان، آتش تنور را بر افروختن و بهاى هيزم و روغن چراغ، مردّد باشد، بايد خوراك و لباسش را از حلال فراهم كند، زيرا آنچه مربوط به بدن اوست و ناگزير از آن است، سزاوارتر به پاكى است و هر گاه امر بين خوراك و لباس مردّد شود، احتمال دارد كه گفته شود: بايد خوراك از حلال باشد، زيرا كه با گوشت و خونش آميخته مىشود و هر گوشتى كه از حرام برويد آتش او را سزاوارتر است و اما فايده پوشاك، پوشيدن عورت و دفع گرما و سرما و حفظ بدن اوست و به نظر من صحّت اين گفتار واضحتر است.
محاسبى«٩» گويد: لباس مقدم بر خوراك است، چون لباس مدتى بر تن شخص مىماند در حالى كه خوراك نمىماند و به دليل روايتى كه نقل كردهاند: «همانا نماز كسى كه جامهاى بر تن داشته باشد كه به ده درهم خريدارى كرده كه يك درهم آن از حرام است، پذيرفته نمىشود.»«١٠»
اين احتمال درست است، اما امثال اين حديث درباره كسى كه در شكمش حرام باشد و گوشتش از حرام برويد نيز رسيده است. بنابراين رعايت اين كه گوشت و استخوان از حلال برويد بهتر است از اين رو بعضى از بزرگان آنچه از حرام نوشيده بودند، و نمىدانستند حرام است، بعد كه فهميدند استفراغ كردند تا از آن گوشتى در بدن ايشان نرويد كه بماند.
[٩] ابوعبدالله حارث بن اسد محاسبي صاحب کتاب الرّعايه لحقوق الله.
[١٠]- اين حديث را احمد از قول ابن عمر نقل کرده و در صفحه ٢٠٤ گذشت.