راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥١ - حقوق مسلمانان
ندارى مردم با تو انجام دهند، تو نيز با آنها مكن. حال جلو شتر را رها كن!»«٤٠» غزالى گويد: و از جمله حقوق اين است كه كسانى را بيشتر احترام كند كه هيأت و لباسشان بر بلندمرتبه بودن آنان دلالت دارد و هر كس را در حدّ خودش احترام كند.
نقل شده است: «پيامبر (ص) وارد يكى از خانههاى خود شد و اصحاب خدمت آن حضرت رسيدند به طورى كه ازدحام شد و خانه از اصحاب پر شد. پس جرير بن عبد الله بجّلى وارد شد جايى براى نشستن پيدا نكرد لذا روى درگاهى نشست. رسول خدا (ص) رداى خودش را به هم پيچيد و به سمت او انداخت و فرمود: روى آن بنشين.
جرير آن را گرفت و روى صورتش نهاد و آن را مرتّب مىبوسيد و گريه مىكرد. سپس آن را در هم پيچيد و به نزد پيامبر انداخت و عرض كرد: من روى جامه شما نمىتوانم بنشينم خداوند شما را گرامى دارد همان طورى كه شما مرا گرامى داشتيد. پس پيامبر (ص) به سمت راست و چپ نگاه كرد و بعد فرمود: هر گاه بزرگ قومى نزد شما آمد او را گرامى داريد و همچنين هر كسى را كه حق پيشين بر شخصى دارد بايد آن شخص وى را گرامى بدارد.»«٤١»
نقل كردهاند: «مادر رضاعى رسول خدا (ص) كه به آن حضرت شير داده بود، نزد آن حضرت آمد. پيامبر (ص) رداى خود را براى او پهن كرد، سپس فرمود: مرحبا به مادر من و بعد او را روى ردا نشاند و آنگاه گفت: شفاعت كن كه شفاعتت پذيرفته است و درخواست كن كه هر چه بخواهى داده خواهد شد. آن زن گفت: راجع به قوم و خويشانم آمدهام. فرمود: اما حق من و حق بنى هاشم متعلق به تو است. مردم از اطراف برخاستند و گفتند: يا رسول الله! حق ما هم به ايشان تعلق دارد. سپس به شمار هر كدام سهمى به آن زن تعلق يافت و بعد سهام خود را از جنگ حنين به او بخشيد و آن سهام را به مبلغ صد
[٤٠] کافي، ج ٢، ص ١٤٦.
[٤١]- اين حديث را حاکم در ج ٤، ص ٢٩٢ کتاب خود نقل کرده و گفته است: اسناد اين حديث صحيح است، در حالي که بخاري و مسلم آن را نقل کردهاند.