راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٢ - حقوق مسلمانان
هزار درهم به عثمان بن عفان فروختند.»«٤٢» چه بسا شخصى خدمت پيامبر مىآمد و آن حضرت روى تشك كوچكى نشسته بود ولى آنقدر جا نبود كه او را كنار خود بنشاند پس خود كنارى مىرفت و آن را زير آن شخص قرار مىداد تا بنشيند و اگر خوددارى مىكرد او را سوگند مىداد تا بنشيند.
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) روايتى در كافى از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود: «دو نفر بر امير المؤمنين (ع) وارد شدند. ايشان براى هر كدام تشكى انداختند، يكى از آنها نشست ولى ديگرى خوددارى كرد. امير المؤمنين (ع) فرمود: بنشين زيرا كسى ردّ احسان نمىكند، مگر الاغ! سپس فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است: هر گاه بزرگ قومى نزد شما آمد او را احترام كنيد.»«٤٣»
از محمّد بن عيسى بن عبد الله علوى از پدرش به نقل از جدّش آمده است:
«امير المؤمنين (ع) فرمود: وقتى كه عدىّ بن حاتم خدمت پيامبر (ص) رسيد پيامبر (ص) او را به خانه خود برد و در خانه جز يك زنبيل و متكاى چرمى چيزى نبود همان متكا را زير پاى عدىّ بن حاتم گسترد.»«٤٤»
غزالى گويد: و از جمله حقوق يك مسلمان آن است كه اختلاف بين مسلمين را هر وقت و به هر مقدارى كه ميسّر شد، اصلاح كند. پيامبر (ص) فرمود: «آيا نمىخواهيد شما را از چيزى خبر دهم كه بالاتر از نماز، روزه و صدقه استي عرض كردند: چرا، فرمود: اصلاح ذات البين، زيرا بر هم زدن بين مسلمين نابود كننده دين است.»«٤٥»
پيامبر (ص) فرمود: «بالاترين صدقه آشتى دادن بين مسلمانان است.»«٤٦»
[٤٢] اين حديث را حاکم نقل کرده و آن را صحيح دانسته است و ابوداوود به اختصار از قول ابوالّطفيل تا جاي پهن کردن ردا نقل کرده و قسمت بعد را نقل نکرده است (المغني). و اين داستان را طبري در تاريخ خود، ج ٢، ص ٣٥٢ براي خواهر رضاعي پيامبر (ص) – در آن جا که تقسيم غنايم حنين را ذکر کرده است – بيان ميکند.
[٤٣]و ٤٤ – کافي، ج ٢، ص ٦٥٩، شماره ١ و ٣.
[٤٥]- اين حديث را ابوداوود، ج ٢، ص ٥٧٨، از حديث ابودرداء نقل کرده است.
[٤٦]- اين حديث را به طوري که در الجامع الصغير آمده طبراني و بيهقي از ابن عمر نقل کردهاند.