راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٧ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ«١٦» آمده است كه فرمود: «منظور آيه مردى است كه در نزد سلطان مىرود و بقاى او را آرزو مىكند تا سلطان دستش را وارد كيسهاش كند و به او چيزى بدهد.»«١٧»
از آن حضرت نقل است كه فرمود: «گروهى از ايمانآورندگان به موسى (ع) گفتند: اگر ما ميان سپاه فرعون مىرفتيم، در بين آن سپاه بوديم و از دنياى او برخوردار مىشديم و هر گاه كه اميدوار به ظهور موسى شديم نزد او مىرفتيم، و همين كار را كردند به اين ترتيب كه چون موسى با همراهانش آمدند، آنان از سپاه فرعون گريختند و سوار بر مركبهايشان شدند و براى پيوستن به موسى (ع) و سپاهش، بسرعت حركت كردند تا با او باشند. خداوند عزّ و جلّ فرشتهاى را فرستاد، به روى چهار پايانشان زد و آنان را به سپاه فرعون باز گرداند و آنان از جمله كسانى گشتند كه با فرعون غرق شدند.»«١٨»
از آن حضرت است كه فرمود: «بر خداى عزّ و جلّ حقّ است كه سرانجام كار شما با كسى كه در دنيا با او زندگى مىكرديد، يكى باشد.»«١٩»
از يونس بن عمار است كه گفت: «براى امام صادق (ع) درباره كسى كه معتقد به امر امامت است و نيز از جمله افرادى است كه كارگزار سلطان مىباشند صحبت كردم، امام (ع) فرمود: هر گاه عهدهدار كار شما شوند آيا با شما مدارا مىكنند و در رفع نيازتان به شما سودى مىرسانندي يونس مىگويد: عرض كردم: بعضى از آنان اين كار را مىكنند و بعضى از آنها نمىكنند. فرمود: از آن كسى از آنها كه چنين رفتار نمىكند بيزارى بجوييد خداوند از او بيزار است.»«٢٠»
از حميد نقل شده كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: من از سوى ظلمه كارى را عهدهدار شدهام، آيا برايم راه فرارى از اين كار هستي فرمود: چه بسيار كسانى
[١٦] هود / ١١٣: و تکيه بر ظالمان نکنيد، که موجب ميشود آتش شما را فرو گيرد.
[١٧]- کافي، ج ٥، ص ١٠٨، شماره ١٢.
[١٨]و ١٩ – همان مأخذ، ص ١٠٩، شماره ١٣ و ١٤.
[٢٠]- همان مأخذ، ج ٦، ص ١٠٩.