راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٣ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
فصل دوّم: در مسائل متفرقه از اخبار اهل بيت (ع)
در كافى از معاوية بن عمّار نقل شده كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم:
من از مردى طلبى دارم، اما او منكر مىشود. سپس نزد من مالى را به امانت مىگذارد، آيا حق دارم طلبى را كه از او دارم از آن امانت برداشت كنمي فرمود: خير، اين عمل خيانت است.»«١٢»
از ابو بكر حضرمى نقل شده كه مىگويد: خدمت امام صادق (ع) عرض كردم: «مردى در نزد مرد ديگرى مالى دارد ولى او انكار كرده و آن مال را از بين برده است سپس اتّفاق افتاده مردى كه مال را از بين برده، مالى از او به دست طلبكار افتاده است آيا مىتواند عوض مالى كه آن مرد از بين برده، از اين مال بردارد يا نهي فرمود:
آرى ولى براى اين كار چنين مىگويد: خدايا اين مالى است كه او از من گرفته بود، من بر مىدارم و من آن را از روى خيانت و ظلم نمىگيرم.»«١٣»
در تهذيب از داوود بن زربى نقل شده كه مىگويد: «خدمت موسى بن جعفر (ع) عرض كردم: من با شاه سروكار دارم كنيزى دارم آن را مىگيرند و چهارپاى خوبى دارم، آن را مىگيرند، سپس مالى از آنها به دست من مىافتد، آيا حق دارم كه مالم را اخذ كنمي
فرمود همان قدر بگير و بيشتر حق ندارى.»«١٤»
از اسحاق بن ابراهيم نقل شده است: «موسى بن عبد الملك به امام باقر (ع) نامهاى نوشت و در آن نامه راجع به مردى پرسيد كه مالى را به او داده تا در راه خيرى مصرف كند و او نتوانسته در راهى كه او دستور داده بود صرف كند و به مقدار همان مال در نزد
[١٢] کافي، ج ٥، ص ٩٨.
[١٣]- کافي، ج ٥، ص ٩٨؛ شهيد در دروس ميگويد: تقاص مشروع در وديعه جايز است ولي کراهت دارد و سزاوار است عبارتي را که در روايت ابوبکر حضرمي آمده است، بگويد.
[١٤]- تهذيب، ج ٢، ص ١٠٥، عبارت "اِقبض مالک"، مالت را بگير، شايد اشتباه چاپي باشد و ظاهراً "اقتص مالک" يعني قصاص کن، درست است.