راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٣ - باب دوّم در مراتب شبهات و منشأ پيدايش آنها و تميز آنها از حلال و حرام
زمان رسول خدا (ص) و خلفا معلوم شد زيرا بهاى مشروبات و پول ربا در دست اهل ذمّه مخلوط با اموال ايشان بود همچنين تقلّب در غنايم جنگى، و از زمانى كه رسول خدا (ص) از رباخوارى منع كرد، زيرا فرمود: «نخستين ربايى را كه من جلوگيرى مىكنم رباخوارى عباس است».«١٦» همه مردم ربا را ترك نكردند، همان طورى كه ميگسارى و ساير گناهان را ترك نكردند، تا آنجا كه بعضى از راويان نقل كردهاند كه يكى از صحابه شراب را فروخت، چون نمىدانستند كه حرمت خمر باعث حرمت پول ما به ازاى آن است، و رسول خدا (ص) فرمود: «فلان كس در آتش است، عبايى را بر دوش مىكشد كه از راه تقلّب به دست آورده است.»«١٧» و «مردى كشته شد، وقتى كه وسايل زندگى او را بازرسى كردند، در ميان آنها مهرهاى از مهرههاى يهود يافتند كه به دو درهم نمىارزيد، در حالى كه آن را از راه غير صحيح به دست آورده بود»«١٨» همچنين اصحاب پيامبر (ص) رهبران جور را درك كردند در حالى كه هيچ يك از ايشان- به دليل غارت مدينه كه ياران يزيد سه روز آن جا را غارت كردند- از خريد در بازار خود دارى نكرد و هر كس از آن اموال خوددارى مىكرد، در ورع و تقوا مشار اليه بود ولى بيشتر مردم خوددارى نكردند. و هر كه واجب كند آنچه را كه پيشينيان صالح واجب نكرده بودند و گمان كند كه او در شرع چيزى را فهميده كه آنان نفهميده بودند، چنين كسى داراى وسواس و بى خرد است با توجه به اين كه اگر او اين باب را بگشايد هر آينه باب همه تصرّفات بسته شده و دنيا ويران خواهد شد و در اين صورت تباهى بر مردم غلبه مىكند و بدان جهت مردم در شرايط و عقود شرع سهل انگارى مىكنند و اين خود ناگزير به آميختن حلال و حرام مىانجامد.
غزالى گويد: و اما سخن كسى كه مىگويد: بيشتر اموال در زمان ما حرام است اشتباه
[١٦] اين حديث را مسلم در ج ٣، ص ٤١ از حديث جابر نقل کرده است.
[١٧]- اين حديث را بخاري در ج ٤، ص ٩١ از حديث عبدالله بن عمير نقل کرده است و ابن ماجه به شماره ٢٨٤٩ آورده است.
[١٨]- اين حديث را ابن ماجه به شماره ٢٨٤٨ نقل کرده است.