راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٧ - حقوق مسلمانان
زبانىاش به او احترام بگذارند.»«٢١٥»
در خبر است: «آنچه را كه شخص بدان وسيله آبرويش را حفظ كند، برايش صدقه است»«٢١٦» و در خبر است: با مردم وسيله اعمالشان معاشرت كنيد ولى با دلهايتان از آنان دورى كنيد.
محمّد بن حنفيه- رضى الله عنه- مىگويد: دانا نيست كسى كه با شخصى كه ناگزير از معاشرت است به نيكى معاشرت نكند تا آن كه خداوند برايش گشايشى فراهم كند.
مىگويم: از طريق خاصّه روايتى است در كافى از امام صادق (ع) درباره قول خداى تعالى: أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا، آمده است كه فرمود: «صبرى كه بر اساس تقيّه نمودند، و درباره وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ، فرمود: «حسنه يعنى تقيّه و سيّئه يعنى تقيّه نكردن و فاش ساختن.»«٢١٧»
از آن حضرت است كه فرمود: «نه دهم دين در تقيّه است و هر كه تقيّه نكند دين ندارد، و تقيّه در هر چيزى رواست جز در نبيذ و مسح روى كفش.»«٢١٨»
از ابو بصير نقل شده كه مىگويد: امام صادق (ع) فرمود: «تقيّه از دين خداست.
عرض كردم: از دين خداستي فرمود: آرى به خدا سوگند از دين خداست همانا يوسف (ع) فرمود: أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ،«٢١٩» به خدا كه آنها چيزى ندزديده بودند، و حضرت ابراهيم (ع) گفت: إِنِّي سَقِيمٌ«٢٢٠» به خدا سوگند كه ابراهيم (ع) بيمار نبود.»
از آن حضرت نقل شده است كه درباره قول خداى تعالى: لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لا السَّيِّئَةُ
[٢١٥] اين حديث را مسلم در ج ٨، ص ٢١ و بخاري در ج ٨، ص ١٥ و ٣٨ آوردهاند.
[٢١٦]- اين حديث را طيالسي در مسند خود، ص ٢٣٧، از قول جابر بن عبدالله نقل کرده است.
[٢١٧]و ٢١٨- کافي، ج ٢، ص ٢١٧؛ توضيح اين که در معاشرت جز در موارد کمي – به طوري که مرحوم فيض در وافي گفته است – نيازي به تقيه نيست و يا آن که نفي تقيه در اينجا به اعتبار رعايت زمان و مکان اين سخن امام است و نظر به موقع سخن و علم امام (ع) بر عدم اضطرار در اين دو مورد اين سخن را فرموده است.
[١٩]- يوسف / ٧٠: اي کاروان همانا شما سارقيد.
[٢٢٠]- صافات / ٨٩: همانا من بيمارم، کافي، ج ٢، ص ٢١٧.