دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٧٤
جنوبى كه عرضش برابر آن افق شمالى بود]( مثلا مطالع حمل در افق شمالى همچون مطالع ميزان بود در افق جنوبى كه با او در عرض برابر بود , و هم چنين است عكس اين يعنى مطالع هر برج در جنوب برابر مطالع نظير اوست در افق شمالى كه با او در عرض برابر بود . و با توجه بدانچه تحرير يافت دليل آن روشن خواهد بود , زيرا كه دو زاويه كه از تقاطع معدل و منطقه با افق حادث مى شود در حدت و انفراج بحسب تبادل قطبين معدل در ظهور و خفاء نسبت به يكديگر متبادل باشند پس مطالع هر قوسى در آفاق شمالى با مطالع نظير او در آفاق جنوبى , و همچنين مطالع آفاق جنوبى با مطالع نظير او در آفاق شمالى برابر باشد .
قوله( : و مطالع جزوى از فلك البروج الى قوله : بر توالى) تا كنون سخن در مطالع قوسى از منطقة البروج بود , و اكنون سخن در مطالع جزء يعنى درجه از منطقة البروج است , بدين معنى كه وقتى گفته اند مطالع فلان جزء از فلك بروج , يعنى قوسى از معدل النهار ميان اول حمل و نقطه اى از معدل النهار كه با آن جزء از فلك البروج طلوع كند بر توالى . در اعمال مسائل هيوى مطالع بدين معنى را بسيار بكار دارند . مثلا در استخراج هلال عمل بدين عبارت رسد كه مطالع بلد جزو نظير آفتاب را از مطالع نظير قمر معدل بكاهيم , و مراد همين مطالع جزو است . و نيز از جداول مطالعى كه در اوائل اين درس بنقل از زيج بهادرى باشارت گذشته ايم مراد همين مطالع جزو از فلك البروج است . و چون جزئى از فلك البروج كه با معدل از افق برآيد آن را طالع گويند چنان كه در درس شانزدهم گفته آمد , پس مطالع جزء مطالع يك يك درجه از اجزاى منطقة البروج بود كه در زيجات از عرض يكدرجه شروع كرده اند تا بعرض تمام ميل كلى , در هر عرضى بحسب اجزاى منطقة البروج از اول حمل تا آخر حوت , مطالع هر جزء را حساب كرده اند و درج نموده اند .
و چون در عرض تسعين معدل النهار با افق متحد است , مطالع در آنجا منتفى بود . و ما بين عرض مساوى تمام ميل كلى و عرض تسعين را تفصيلى است كه