دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٧ - تقسيم دائره
آن زاويه است چون قوس ا حـ كه مقدار زاويه ا ب ح است .
در نام بردن زاويه , حرف زاويه را در وسط قرار مى دهند چون تعبير مذكور .
زاويه را به فارسى كنج و گوشه گويند و آن از احاطه دو خط خواه مستقيم و خواه غير مستقيم پيدا شود و اين زاويه مسطحه بود . و يا از احاطه يك سطح , يا زياده از يك سطح به جسم پيدا شود , و اين زاويه مجسمه بود . چنانكه در داخل راس مخروط مستدير از احاطه يك سطح , و كنجهاى خانه از احاطه چند سطح زاويه مجسمه حاصل شود .
متمم هر قوس را تا نود درجه تمام آن قوس , و تا ١٨٠ درجه كمال آن گويند . و نياز به ثانى كم افتد , و استعمال دائره و رائج بروجه اول است .
قدماء جسم را مركب و بسيط , و بسيط را عنصرى و فلكى يافته اند . مركب آنست كه از اجسام مختلفة الطبائع فراهم آمده باشد . عنصرى خاك و آب و هوا و آتش است . و فوق آنها فلكى . اجسام فلكى را اجرام اثيرى و علوى و عالم علوى گويند . و عنصرى را عالم سفلى و عالم كون و فساد , و بيشتر اطلاق اجرام بر فلكى , و اجسام بر عنصرى كنند .
چنانكه اثير را بر كره نار .
و جسم مركب اگر مدتى معتدبه , حفظ صورت خود كند آن را تام خوانند چون معدنيات و حيوانات و نباتات . و الا غير تام چون كائنات الجور از قبيل هاله و داره و قوس و قزح و ابر و ميغ , هاله را به فارسى خرمن ماه گويند , و داره خرمن آفتاب است .