دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٤٨
مطابق با اجزاى معدل است . پس زمان حال در حركت يوميه است و حركت يوميه محل آن , بنابر اين اسم حال كه زمان است بر اجزاى معدل كه محل اين حال يعنى حركت مطابق با آنست اطلاق شده است . و دور نيست كه كلام متن را ( عبارت خواجه را ) به حمل آن بر قلب بدين وجه توجيه كرد بان يقال : المراد بقوله لان الزمان يتقدر اولا بحركتها ان حركتها اولا يتقدر بالزمان , يعنى ان الزمان مقدار تلك الحركة اولا و بالذات .
بيرجندى در عبارت مذكور فنجان را بعنوان يكى از آلات براى تعيين ساعت نام برده است . و در فصل نهم باب سوم شرح تذكره در مبحث صبح و شفق نيز آن را نام برده است و چنين گفته است اذا عرفت ساعات الصبح و الشفق بالفنجان و غيره من آلالات التى يعرف بها الساعات الخ .
كتاب جامع المبادى و الغايت تصنيف ابوعلى حسن مراكشى در وصف آلات رصدى است . و نيز كتاب رفيع الصنعة در صنعت اسطرلاب و ربع مجيب و ربع مقنطره و زرقاليه و صفحه طاس مطلوبست .
حالا در نظر بگيريد عرض تمام ميل كلى را آنگاه كه نقطه انقلاب شتوى يعنى راس الجدى بر نقطه جنوب بر افق بود , پس نقطه انقلاب صيفى كه راس سرطانست در آنگاه بر نقطه شمال بر افق خواهد بود , و يك قطب منطقه بسمت راس بود و ديگرى بسمت قدم , يعنى دو قطب منطقه با دو قطب افق باهم متحد گردند , و عظيمه منطقه با عظيمه افق منطبق شود , و آن بيش از يك آن نبود , و در آن دوم شش برج يعنى يك نيمه فلك البروج يكباره از افق برخيزد , و نيمه ديگر آن كه نيز شش برج است به يكبار از افق فرو شود چنانكه در شماره سيزدهم درس ٥٦ بتفصيل گفته آمد . غرض اين كه در اين فرض , مطالع و مغارب منطقة البروج از معدل قوس نيست زيرا كه به يك آن جنبش معدل , شش برج از منطقه طلوع كند و شش برج غروب , پس هر يك از طوالع و غوارب نصف دور بود و مطالع آن از معدل يك نقطه كه بمقدار يك آن زمانى است , پس تعريف مذكور مطالع و مغارب تمام نيست و حكم آن كلى نبود .