دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٣٤ - تشريح افلاك بر مبناى هيئت مجسمه
كواكب مذكوره دائما بر مدار شمس كه در تحت منطقة البروج بلكه نفس منطقة البروج است چه مرسوم از حركت اوست , حركت نمى نمايند , بلكه در نصف دور شمالى منطقة البروج اند گاه متقارب بدان و گاه متباعد از وى , و در نصف دور آخر جنوبى منطقة البروج ميشوند گاه قريب بدان و گاه بعيد از وى , پس لامحاله مدار ايشان غير مدار شمس باشد . و چون در انصاف دور شمالى و جنوبى منطقة البروج ميشوند هر آينه منطقة البروج را قطع مى كنند بر دو نقطه متقابل متقاطر يعنى بر دو نقطه كه بر دو طرف قطرى از اقطار فلك البروج اند تقاطع نمايند كه چون به هر يكى از آن دو نقطه رسند بر نفس منطقة البروج خواهند بود و آنها را در آنگاه عرض نبود . و چون از آنى گذرند كه شمالى شوند عرض پيدا نمايند و پيوسته عرض زياده گردد تا بغايت بعد از منطقه رسند و باز متقارب شوند عرض پيدا نمايند و پيوسته عرض زياده گردد تا بغايت بعد از منطقه رسند و باز متقارب شوند تا در نقطه ديگر بنفس منطقه رسند , و چون از آن گذرند جنوبى شوند , و باز پيوسته عرض افزايد تا بغايت بعد رسند و باز متقارب شوند . و محل اين دو نقطه تقاطع ثابت نيست بلكه در اجزاى منطقة البروج يعنى فلك البروج انتقال مى نمايند , ليكن انتقالى قريب بانتقال ثوابت كه حركت اوجى كواكب مذكور است و بحركت ممثل يا منطقة البروج باختلاف رايين متحرك است , پس در انتقال احتياج به محركى ديگر نباشد بلكه همين فلك ممثل كافى باشد . و آن دو نقطه محل تقاطع فلك خارج مركز كواكب مذكور با فلك منطقة البروج را عقدتين و جو زهرين گويند , و ذكر احوال اين دو نقطه بتفصيل در بيان جوزهرات كواكب گفته آيد .
اين بود بيان دو وجه تفاوت فلك شمس با كواكب زهره و مريخ و مشترى و زحل كه گفته آمد . و فرقى ديگر ميان شمس و كواكب مذكوره در تسميه لفظى هست و آن اين كه فلك خارج مركز را در غير آفتاب فلك حامل گويند به جهت اين كه حامل فلك تدوير است , چنان كه بدان اشارتى شده است .
پس اين كواكب را سه فلك باشد : يكى ممثل كه فلك كلى است و محدب آن از زحل مماس مقعر ثوابت , و از مشترى مماس مقعر زحل , و از مريخ مماس مقعر مشترى , و از زهره مماس مقعر شمس است , پس مقعر فلك زحل مماس