دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٢٨ - نظم و نضد ثوابت و سيار
سطحيه مماس لمحدب سطحى الاول يعنى بالاول الفلك الكلى الممثل على نقطة مشتركة بينهما يعنى بين منطقتيهما و تسمى الاوج و مقعر سطحيه مماس لمقعر سطحى الاول على نقطة مشتركة بينهما مقابلة للاوج و تسمى الحضيض .
تا اين كه در تعريف جرم شمس گويد :
والشمس جرم كرى مصمت يعنى غير مجوف مركوز فى جرم الفلك الخارج المركز عند منتصف ما بين قطبيه مغرق فيه بحيث يساوى قطرها ثخن الفلك الخارج المركز و يماس سطحها سطحيه على نقطتين مشتركتين .
دانسته ايم كه اوج معرب اوگ است , و آن كلمه ايست هندى كه بمعنى علو است چون ابعد نقطه ايست از محيط فلك خارج بمركز عالم , و حضيض لفظى است عربى بمعنى پستى كه مقابل اوج است يعنى اقرب نقطه ايست از محيط فلك خارج بمركز عالم . حال گوييم : اوج شمس كه يك نقطه شخصيه از محيط فلك ممثل است بحركت ممثل متحرك است و دانستى كه حركت ممثل شمس بمقدار حركت منطقة البروج است يعنى بتقريب در شصت و شش سال شمسى يك درجه فلكى قطع كند , كه در حدود دو هزار سال شمسى يك برج قطع نمايد . و چون در زيجات گفته آيد كه اوج شمس را بدست آوريم , مراد اين است كه تقويم موضع اوج را تحصيل كنيم , تقويم بهمان اصطلاحى كه در درس سيزدهم در طول كوكب گفته ايم كه طول كوكب همان تقويم كوكب است , و در اينجا نقطه شخصيه از محيط فلك ممثل كه اوج است به منزلت كوكب اخذ شود , و چون فلك ممثل شمس در سطح منطقه البروج است و نقطه اوج را بمنزلت كوكبى فرض كرده ايم , تقويم اوج عبارت خواهد بود از قوسى از منطقة البروج ميان اول حمل كه مبدء طول كواكب است , و موضع اوج بر توالى بروج , و مراد از موضع اوج طرف خط تقويمى است كه آن را خط طولى نيز گويند , از مركز عالم خارج شده به نقطه اوج گذشته به فلك اعلى منتهى شود بهمان وزان كه در درس سيزدهم گفته ايم و در شمس خط تقويمى هميشه همين خواهد بود كه گفته آمد , اما در كواكب ديگر چون آنها را گاهى عرض است و گاهى بى عرض اند خط