دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٨٧ - نسب دوائر با يكديگر
ايشان بيست و چهار درجه باشد و شخصى است بواسطه آن كه مختلف نمى شود و محال است انطباق ايشان .
بيان :
راقم گويد : در درس نهم دانسته ايم كه بعد اكثر ميان معدل النهار و منطقة البروج از جهت اقرب كه عبارت از ميل كلى است و در اين اوان ٢٥ ٢٣ و حدود ٥٠ است , و آن رو به انتقاص است , و شايد بهمين منوال كه ميل كلى رو به انتقاص مى رود روزى با هم منطبق شوند و تباين برخيزد , به تفصيلى كه در رساله ميل تقرير كرده ايم . به عبارت اين رساله باز گرديم :
دوم :
نسبتى كه واقع است ميان معدل النهار و ماره به اقطاب اربعه , و آن تباين است . و آن عظيمه اى بود كه به چهار قطب معدل النهار و منطقة البروج گذرد . و شخصى است به واسطه آن كه مختلف نمى شود , و محال است انطباق ايشان .
بيان :
راقم گويد : در هنگام انطباق معدل النهار و منطقة البروج باهم , دائره ماره باقطاب اربعة , دائره ماره به قطبين معدل و منطقه مى گردد , زيرا كه در صورت انطباق دو منطقه , قطبهايشان در دو طرف نيز با يكديگر متحد مى شوند كه چهار قطب دو قطب مى گردند چنان كه دو عظيمه يك عظيمه .
سيم :
نسبتى كه واقع است ميان معدل النهار و[ دائره] ميل , و آن نيز تباين است زيرا كه دائره مايل به جزئى از فلك البروج يا به مركز كوكبى و به دو قطب معدل گذرد . و نوعى است بواسطه آنكه مختلف مى شود به اختلاف اجزاء فلك البروج و مركز كوكبى كه ميل او مطلوبست .
چهارم :
نسبتى كه واقع است ميان معدل النهار و[ دائره] عرض , نيز تباين است , زيرا كه[ دائره] عرض عظيمه اى بود كه به جزئى از فلك يا مركز كوكبى , و به دو قطب منطقة البروج گذرد , و نوعى است بواسطه آنكه مختلف مى شود باختلاف اجزاء فلك البروج و مراكز كوكبى كه مطلوب دانستن عرض آنهاست . و انطباق او با معدل وقتى جائز است كه قطب منطقة البروج از قطب معدل نود درجه دور باشد و اين محال است زيرا كه دورى ميانه ايشان هميشه بيست و چهار درجه است .