دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٤٦ - ارض قرآنى و كره ارض
معين ندارد .
خداوند زمين را بساط و فرش و منزلگاه قرار داد و رام آفريد كه چون مردم در آن تصرف كنند هر شكل به آن دهند آن شكل را قبول كند و نگاهدارد , آب شكل را نگاه نمى دارد از اين جهت مى توان با خاك زمين خانه ساخت و در آن دانه كشت و بر آن راه رفت , و اين ها نعمت خداوند است بر مردم( . هو الذى جعل لكم الارض ذلولا ) ( ملك ١٥ ) اوست كه زمين را رام شما ساخت( . و الى الارض كيف سطحت ) ( غاشيه ٢٠ ) نظر نمى كنند به زمين كه چگونه مسطح گشت .
معاندان گويند زمين كره است چرا در قرآن گويد زمين را پهن ساختيم ؟ در جواب گوييم مقصود قطعات زمين است زير پاى مردم نه كره زمين .
خداوند به زنده كردن زمين مرده , استدلال بر قدرت خود فرمود . چنان كه گفتيم عوام مردم , خداى را در چيزى مخالف طبيعت مى جويند و خداوند غالبا به امور طبيعى استدلال مى كند چون تاثير طبيعى نيز به اراده خداوند است . مردم پندارند بايد از روى سنگ بى كشتن تخم و آب دادن گياه برويد تا دليل وجود پروردگار باشد , اما خداوند به تخم كشته در زمين و روئيدن آن به تاثير نور و حرارت و باران و آفتاب حجت آورده است و آيات بسيار در اين معنى آمده است( فأحيا به الارض من بعدموتها ) ( عنكبوت ٦٣ ) به باران زنده كرد زمين را پس از مردن( . و ترى الارض هامدة فاذا انزلنا عليها الماء اهتزت و ربت و أنبتت من كل زوج بهيج ) ( حج ٥ ) زمين را بينى آرام و خموش چون آب بر آن فرستيم به جنبد و به بالد و بروياند از هر گونه گياه خرم . تاثير آب را انكار نفرمود . اگر گوئى امر طبيعى چگونه دليل بر وجود خداوند خواهد شود ؟ گوييم چون در ميان هزاران هزار تركيب و تقدير يكى مطابق سود و مصلحت برگزيده شود دليل آنست كه فاعل آن به اراده و علم و عنايت بوده است . نوشته كه از حروف مختلف تركيب شده و از آن معنى درستى بر آيد بايد گفت انسانى به اراده نوشته است . تخم را چون در زمين كشتى ريشه برآورد براى جذب غذا , و ساق براى بيرون آمدن از زمين و برگ براى تنفس , و رگها براى جذب غذا و گل و ميوه و غير آن هر يك به اندازه مناسب , بايد گفت طبيعت مانند قالبى