دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٩١ - مطالبى در طول جغرافيائى بلاد بعنوان تمرين و مزيد استبصار
تمام ميل كلى بود , و آن شصت و شش درجه و كسرى باشد . پس آن مقدار از زمين از ربع مسكون كه عمارت بر وى ممكن است نصف دور باشد و آن صد و هشتاد درجه باشد , و عرضش از خط استواء شصت و شش درجه و كسرى . و اين مقدار نيز همه معموره نباشد , چه درياها در اين ميانه بسيار است , و رودها و بيابانها و شورستانها و كوهها و بيشه ها كه بسبب آن عمارت ممكن نيست . و به غير اين بقاع در جانب جنوب از خط استواء تا غايت هشت درجه اندك عمارتى مى يابند , اما از كمى آن را در حساب نمى آرند , و دريا به اكثر معمور محيط است كه آنرا درياى محيط مى خوانند , و از همه جوانب گرد معموره درآمده است الا در جانب جنوب مغرب و شمال مشرق بدريا نرسيده اند و به طريق استدلال حدس كرده اند , و آنجا هم دريا باشد . و اكثر مواضع خط استواء در دريا است , و در ميان دريا هم جزائر معمور و غير معمور بسيار است . و در ميان عمارت هم درياها هست كه به محيط پيوسته نيست , و شرح و تفصيل آن از كتب ممالك و مسالك معلوم شود , چه جز به مشاهده يا اخبار از مشاهده احاطت به آن حاصل نگردد , و آن را به علم هيات تعلقى نيست .
و مبدء عمارت در طول , منجمان از جانب مغرب گرفته اند تا بعد شهرها از آن مبدء در جهت توالى بروج باشد . و بعضى مهندسان از جانب مشرق گرفته اند تا بعد در جهت حركت اولى باشد . و مبدء عمارت از جانب مشرق موضعى است كه آن را دژ گنگ مى خوانند , و از جانب مغرب جزيره ها كه وقتى معموره بوده است و اكنون خرابست , و آن را جزائر خالدات خوانند , و از آنجا تا ساحل درياى مغرب ده درجه است , و بعضى مبدء عمارت از جزاير خالدات گرفته اند , و بعضى از ساحل درياى مغرب .
و ببايد دانست كه طول بقعه ها عبارت است از قوسى كه ميان مبدء عمارت باشد و ميان دائره نصف النهار آن بقعه كه معروض باشد ( كذا كه مفروض باشد ظ ) و از دائره معدل النهار .
و عرض بقعه عبارت از قوسى بود كه ميان معدل النهار بود و سمت الراس آن بقعه