روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
گفتهاند:رابح بىمطلى و عشوهاى.
و قوله: مُحْصَنٰاتٍ ،يعنى مزوّجات معقودا عليهنّ،به زنى كرده ايشان را به عقد نكاح. غَيْرَ مُسٰافِحٰاتٍ ،نه زناكننده،يعنى به زنى نه به«زنا،و نصب او بر حال است. وَ لاٰ مُتَّخِذٰاتِ أَخْدٰانٍ ،و نه آنكه ايشان كسى را به دوست گيرند.و «أخدان»جمع خدن باشد،و آن صديق باشد.در جاهليّت پرستاران دوست گرفتندى،و خويشتن را از ديگران منع كردندى مگر از او [١].
زجّاج گفت:اين فرق است بين المسافحات و المتّخذات أخدانا. فَإِذٰا أُحْصِنَّ ،كوفيان خواندند:«احصنّ»به ضمّ«الف»و كسر«صاد»الّا حفص.و باقى قرّاء«أحصنّ»به فتح«الف»و«صاد»،گفتند:معنى آن است بر قرائت عامّۀ قرّاء«تزوّجن»چون شوهر بكنند،و بعضى دگر گفتند:أسلمن اسلام آوردند.و احصنّ،أى زوّجن،ايشان را به شوهر دهند،يعنى مالكان و خداوندان ايشان،و قيل:
أحصنّ،أى تعفّفن و حفظن فروجهنّ،پارسا باشند،و اين قول ضعيف است،لقوله:
فَإِنْ أَتَيْنَ بِفٰاحِشَةٍ ،و تفسير احصان بر تزوّج و اسلام بايد كردن،و اين قول حسن است و عمرو بن مسعود و شعبى و سدّى و نخعى،و اين اولىتر است براى آنكه خلاف نيست كه اگر شوهر ندارد بر او نيمه حد بود-پنجاه تازيانه باشد [٢].و اگر شوهر بكند [٣]پنجاه تازيانه [٤]،براى آنكه رجم متجزّى و متبعّض نشود،و مراد«فاحشه» زناست،و مراد به«محصنات»حرائر است دون متزوّجات بدلالة قوله في اوّل الآية.
وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنٰاتِ ،اى الحرائر،براى آنكه آنكس كه شوهر دارد [٥]،او به زنى نتوان كردن،حقتعالى گفت:چون شوهر كنند اين كنيزكان يا اسلام آرند،آنگه فاحشه كنند-يعنى[٣٠٥-پ]زنا [٦]
[١] .اساس و وز:از دو،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،فق،مر،تب:ندارد.
[٣] .وز+هم اين،آج،لب،فق+هم آن،مر،تب+همان.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+باشد.
[٥] .آج،لب،فق+و.
[٦] .اساس و وز:زنان را،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.