روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
بندد،آنگه چون طول [١]ندارد روا باشد او را كه عقد بندد بر پرستار غيرى به مهرى معلوم به عقدى شرعى به رضاى خداوند او-چنان كه شرح داديم.و مراد به «محصنات»در آيت زنان آزادند دون متزوجات و دون عفائف به قرينۀ، فَمِنْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ مِنْ فَتَيٰاتِكُمُ الْمُؤْمِنٰاتِ ،از پرستاران مؤمنات.و قيد به«مؤمنات» دليل است بر آنكه پرستاران اهل كتاب را نشايد تا عقد بندد،و اين قول مالك أنس است و مجاهد و سعيد بن عبد العزيز و حسن بصرى و محمّد بن جرير الطّبريّ،و بعضى دگر گفتند:روا باشد،و اين قيد بر سبيل استحباب است،و اين مذهب ابو حنيفه و اصحاب اوست،و قول اوّل معتمد است لدلالة الظّاهر عليه،و به نزديك ما اولىتر آن باشد كه:عقد نبندد [٢]بر بردگان [٣]اهل كتاب،و اگر بندد عقد درست باشد [٤]،و به نزديك شافعى عقد درست نباشد.
و از شرط صحّت عقد بر پرستار آن است كه مرد را زن آزاد نباشد،و اگر زنى آزاد دارد خواهد تا بردهاى را به زنى كند عقد موقوف باشد بر رضاى زن آزاد،اگر راضى شود عقد درست بود،و اگر راضى نشود عقد منسوخ [٥]بود،و پس از رضاى [٦]او را خيار نبود،و به نزديك بيشتر فقها هم چنين است.
امّا اگر پرستارى را به زنى دارد و بر سر او زنى آزاد كند عقد درست باشد،و پرستار را خيار نباشد.و مذهب بيشتر فقها اين [٧]است.و اگر زن آزاد داند [٨]و راضى باشد عقد هر دو درست باشد.و اگر نداند،او را باشد كه يا نكاح خود فسخ [٩]يا نكاح پرستار [١٠]،و بعضى فقها را مذهب آن است كه عقد زن آزاد طلاق پرستار باشد.
مِنْ فَتَيٰاتِكُمُ الْمُؤْمِنٰاتِ ،جمع فتاة باشد.و آن زن جوان باشد.و فتاه كنايت باشد از پرستار،و اگرچه پير باشد.و گفتهاند:فتاة لغتى است در پرستار،و أصل كلمة الفتى،الشّابّ الحدث،و مصدرش فتوّت باشد،و فتوى و فتيا مسئله باشد در
[١] .آج،لب،فق،مر:آنكه طول.
[٢] .آج،لب،فق:عقد بندند.
[١٠] [٣] .آج،لب،فق،مر:بندگان.
[٤] .آج،لب،فق:نباشد.
[٥] .مر،تب:مفسوخ.
[٦] .آج،لب،فق،مر،تب:رضا.
[٧] .آج،لب،فق،مر:آن.
[٨] .آج،لب،فق،مر:دارند.
[٩] .آج،مر+كند،تب+كند(كلمه در آج و تب الحاقى است،و با خطّى ديگر بالاى سطر افزوده شده است)