روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٦ - ترجمه
كمال كه لايق ايشان بود حاصلند.
بعضى مفسّران گفتند:آيت در روز بدر آمد و شهيدان بدر،و ايشان چهارده مرد بودند:شش از [١]مهاجر و هشت از انصار،و ديگران گفتند:آيت در كشتگان احد آمد،و ايشان هفتاد مرد بودند:چهار مرد مهاجر و باقى انصار.
عبد اللّه[٢٧٥-پ]عبّاس [٢]روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت در حقّ شهيدان احد:
جعل الله ارواحهم في اجواف طير خضر ترد انهار الجنة و تأكل من ثمارها و تسرح [٣]من الجنة حيث شاءت و تأوي الى قناديل من ذهب تحت العرش ، گفت:خداى تعالى جانهاى [٤]ايشان در شكمهاى مرغان [٥]سبز نهاد كه از جويهاى بهشت آب مىخورند [٦]و از درختان بهشت ميوه[مى] [٧]خورند [٨]و در بهشت چنان كه خواهند [٩]مىگردند و مأواى [١٠]و منزل ايشان قنديلهاست [١١]از زر،و در زير عرش ربّ العزّت آويخته،آنگه گفت:چون آن كرامت و منزلت ديدند از خداى تعالى،گفتند:
كاشكى قوم ما دانستندى آنچه ما در آنيم از كرامت و نعمت!حقتعالى گفت:من ايشان را معلوم كنم تا شادمانه [١٢]شوند،و آنگه اين آيت فرستاد،اين وجهى است در سبب نزول آيت.
قتاده و ربيع گفتند:ما را روايت كردند كه چون اين جماعت را به احد شهيد كردند [١٣]،مسلمانان گفتند:كاشك [١٤]تا ما دانستمانى [١٥]كه حال اين برادران ما كه ايشان را بكشتند [١٦]چيست؟خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ -الآية.
[١] .اساس:كلمه به صورت«ان»هم خوانده مىشود،مر:تن از.
[٢] .مر:عبد اللّه بن عبّاس.
[٨] [٣] .دب:تفرح،مر:تروح.
[٤] .مر:روحهاى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز لب،مر:مرغانى.
[٦] .وز:مىخوردند.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .لب:مىخواهند.
[١٠] .وز:مأوى.
[١١] .وز:قنديلها راست.
[١٢] .لب،مر:شادمان.
[١٣] .وز+و.
[١٤] .آج،لب،فق،مر:كاشكى.
[١٥] .مر:مىدانستيم.
[١٦] .برادران ما كه كشته شدند.