روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٧ - ترجمه
وَ سَيَجْزِي اللّٰهُ الشّٰاكِرِينَ ،و خداى تعالى شاكران را پاداشت كند به شكرشان.
سعيد بن المسيّب گويد عن ابي هريره كه:چون رسول-عليه السّلام-با جوار رحمت خداى رفت،صحابه در ارجاف و اضطراب افتادند.عمر خطّاب به مسجد آمد و گفت:اى قوم!جماعتى منافقان ارجاف مىافگنند كه رسول خداى بمرد،رسول نمرد [١]و انّما رسول به نزديك خداى برفت چنان كه موسى عمران،و منافقان بنى اسرايل ارجاف افگندند به مرگ او،و او با ميان قوم آمد،و رسول هم چنين بازآيد.
ابو بكر اين بشنيد از عمر،برخاست و در حجرۀ عائشه شد،و رسول-عليه السّلام- جان به خزانۀ رحمت تسليم كرده بود،و جامه [٢]بر روى رسول افگنده بود[ند] [٣]آن جامه بر گرفت و روى رسول بديد و به روى او در افتاد و بوسه بر روى رسول مىداد، آنگه بيرون آمد و عمر را گفت:على رسلك،ساكن باش از اين سخن گفتن.عمر خاموش نمىشد،او نيز بر گوشهاى بايستاد و سخن آغاز كرد.مردم عمر را رها كردند و روى به أبو بكر[كردند] [٤]،حمد و ثناى خداى كرد و آنگه گفت:اى جماعت صحابه!هركه محمّد را مىپرستيد،محمّد با جوار رحمت خدا رفت،و هركه خداى محمّد را مىپرستيد،او خداى [٥]كه هرگز نميرد،آنگه اين آيت بخواند: وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلىٰ أَعْقٰابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّٰهَ شَيْئاً... ،پنداشتى آن [٦]آيت آن ساعت مىشنوند.و عمر چون اين بشنيد،از آن گفتن بازايستاد و به تعزيت رسول مشغول شدند.
وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ كِتٰاباً مُؤَجَّلاً ،معنى آن است كه هيچ نفس نباشد كه او جز [٧]به فرمان خداى بميرد.
أخفش گفت اين«لام»كه در نفس است منقول است از موت به او،و تقدير
[١] .اساس،وز:نه مرد/نمرد.
[٢] .آج:جامۀ/جامهاى.
[٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:بدانيد كه او خدايى است.
[٦] .آج،لب،فق،مر:اين.
[٧] .آج،لب،فق،مر:بجز.