روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٤ - ترجمه
همچنان كارزار مىكرديم مىكنيم [١]تا ما را شهيد كنند.آنگه گفت:اللّهمّ انّي اعتذر اليك ممّا يقول هؤلاء.آنگه حمله كرد بر قوم و كارزار مىكرد تا بكشتندش.ايشان درين بودند [٢]،رسول-عليه السّلام-از كناره برآمد و بر سر سنگى آمد [٣]و بايستاد و آواز داد،اوّل كس كه رسول را بشناخت،كعب بن مالك بود،گفت:درنگريدم، چشمهاى رسول در زير مغفر بشناختم،آواز دادم و گفتم:اى مسلمانان!بشارت به آنكه [٤]رسول-عليه السّلام-اشارت كرد به من كه خاموش جماعتى صحابه با بر [٥]رسول افتادند،و رسول-عليه السّلام-صحابه را ملامت كرد بر گريختن.ايشان گفتند:يا رسول اللّه!ما را دل بر جاى نماند كه آواز قتل تو شنيديم،و عذر خواستند،و خداى تعالى درين باب اين آيت فرستاد: وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ،«ما»نفى است،گفت:محمّد-صلّى اللّه عليه و آله-نيست الّا پيغمبرى [٦]و پيش [٧]او پيغامبران گذشتهاند،اگر او بميرد يا او را بكشند،شما بر خواهيد گرديدن و مرتد شدن.و«محمّد»اسمى علم است و معنى او المحمود بجميع خصاله في جميع أحواله.و«محمّد»از«محمود»بليغتر است براى آنكه آن از«حمد»باشد و اين از «تحميد»،و تفعيل تكثير فعل را باشد،حقتعالى رسولش را به اين نامها مخصوص كرد:محمود و[محمّد] [٨]احمد،و محمّد از محمود بليغتر است،و احمد از هر دو بليغتر براى«الف»تفضيل.
و در خبر هست كه:خداى تعالى نام محمّد-صلّى اللّه عليه و آله-از نام خود مشتق كرد،كه از نامهاى حقتعالى يكى محمود است،يعنى مستحقّ حمد،و اين معنى حسّان بن ثابت بگفت در ابياتى:
أ لم تر أنّ اللّه أرسل عبده
ببرهانه و اللّه أعلى و أمجد
[١] .دب،آج،لب،فق:تا همچنان كارزار كنيم.
[٢] .دب،مر+كه.
[٣] .دب،آج،لب،فق:برآمد.
[٤] .دب،آج،لب،فق:بشارت كه اينك،مر:بشارت باد كه.
[٥] .دب:با برابر،آج،لب،فق،مر:با.
[٦] .وز،دب:پيغامبرى.
[٧] .مر+از.
[٨] .اساس،وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.