روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩ - ترجمه
و ابو سفيان بن حرب در برابر ايشان خالد بن الوليد را بداشت،و لواى قريش در دست بنى عبد الدّار بود،و لواى مشركان طلحة بن ابي طلحه داشت،و او را كبش الكتيبة خواندندى.و رسول-عليه السّلام-لواى مهاجريان به اميرالمؤمنين على داد،و ابو سفيان،طلحه را گفت:اگر دانيد [١]كه اين لوا را محافظت نتوانيد كردن [٢]به ماده، كه آفت قوم از جهت لوا باشد.و روز بدر كه ما را آن بليّت افتاد،[از جهت لوا افتاد] [٣]،طلحه گفت:اگر دانيد كه اين مىگويى [٤]،و اللّه لأوردنّكم بها حياض الموت،به خداى [٥]كه من امروز شما را به اين لوا به حوض مرگ فروبرم.آنگه بيرون آمد و مبارز خواست.اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-بيرون آمد و گفت:تو كيى؟ گفت:من طلحة بن ابي طلحه كبش الكتيبة [٦]،او گفت:تو كيستى؟گفت:من على ابو طالبم [٧].
آنگه بگرديدند يكدو نوبت و يكدو ضربت از ميان ايشان مختلف شد.
اميرالمؤمنين [٨]ضربهاى [٩]بر پيش سر او زد چشمهايش بيرون آمد و بيفتاد و نعرهاى بزد كه مانند آن نشنيده بودند،و لوا از دستش بيفتاد [١٠].و او را برادرى بود نام او مصعب، لوا بگرفت و پيش رفت،عاصم بن ثابت او را تيرى زد و بكشت او را.و برادر ديگر بود ايشان را نام او عثمان،لوا برگرفت و پيش آمد [١١].هم عاصم تيرى زد او را و بيفگند.بندهاى بود ايشان را نام او صؤاب،مردى شجاع بود،بيرون آمد.اميرالمؤمنين او را ضربتى زد و دست راستش بيفگند [١٢]،او لوا به دست چپ گرفت،دست چپش
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:دانى.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نتوانى كردن.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٤] .اساس و همۀ نسخهبدلها:گفت مرا مىگويى،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٥] .مب،مر:به حق خداى.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٧] .مب،مر:على بن ابى طالب.
[٨] .مب+على بن ابى طالب،مر+على.
[٩] .مب،مر:ضربى.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و اين فتح بر دست امير مؤمنان و پيشواى امامان اميرالمؤمنين على-عليه السّلام- برآمد: تا لا جرم ز سدره همى گفت جبرئيل بر دست و زور پنجه و بازوش لا فتى چون آن شقى از اسب نگون شد.
[١١] .دب،آج،لب،فق:برگرفت و بيرون رفت،مر:بر گرفت و به ميدان آمد.
[١٢] .وز:زد،دستش بيفگند.