روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠ - ترجمه
نيز بيفگند،او رايت [١]به سينه بازگرفت و دستهاى بريده گرد آن درآورد [٢]،ضربهاى زد بر سرش و او بيفتاد و رايت منكوس شد [٣]و مشركان به هزيمت شدند [٤]و مردم در غنيمت افتادند و غنيمت مىگرفتند.
اصحاب شعب نگاه كردند مردم را ديدند كه به غنيمت مشغول بودند،امير خود را گفتند:ما را مقام كردن صواب نيست،اين جا مردم همه غنيمت ببردند و ما محروم مانيم،ما نيز برويم و طلب غنيمت كنيم.امير گفت:روا نباشد،پيغامبر اين ثغر به ما سپرده است،و گفت:اگر ما را تا به آخر بكشند،شما از اين جا حركت مكنيد [٥].اكنون فرمان رسول را چگونه مخالفت كنيم!گفتند:تو دانى [٦]، ما رفتيم.و او را [٧]رها كردند و بيامدند و به غنيمت [٨]مشغول شدند،و امير ايشان عبد اللّه بن عمر و بن حزم بود بر جاى [٩]باستاد [١٠].خالد وليد نگاه كرد ثغر شعب گشاده ديد،و مردى تنها را ديد آمد با جماعتى و او را بكشت،و لشكر از پس پشت مسلمانان راه يافتند و در آمدند،و خالد وليد در پيش ايشان،و رسول-عليه السّلام-با جماعتى اندك [١١]،و اصحاب رسول آنقدر كه بودند بذل جهد كردند تا هفتاد مرد كشته شدند و باقى به هزيمت رفتند،و از پيش نيز لشكر درآمدند و اين قوم را در ميان گرفتند و قتلى عظيم كردند،و لشكر مسلمانان به هزيمت رفتند و با رسول-عليه السّلام- كس نماند مگر اميرالمؤمنين و ابو دجانۀ أنصارى و سهل حنيف [١٢].
رسول-عليه السّلام-با على نگريد،گفت:كجا رفتند اينان؟گفت هزيمت شدند.نگاه كرد [١٣]لشكرى و جمعى عظيم روى به رسول نهاده بودند.رسول،على را
[١] .دب،آج،لب،فق،مب:اولوا.
[٢] .آج،لب،فق:برآورد.
[٣] .مب،مر:نگونسار شد.
[٤] .مب،مر:منهزم شدند.
[٥] .دب،آج،لب،فق:مكنى/مكنيد.
[٦] .دب،آج،لب،فق+با رسول،مب،مر+و جواب رسول.
[٧] .دب،آج،لب،فق+تنها.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:به غنيمت گرفتن.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بود او تنها آنجا.
[١٠] .وز،دب،آج،لب،مب،مر:بايستاد.
[١١] .دب،آج،لب،فق+بر رسول حمله آوردند و گفتند:آنكه مقصود است يافتيم،مب،مر+ايستاده بود.خالد ملعون با لشكر بر رسول صلّى اللّه عليه و آله حمله آوردند.
[١٢] .مب،مر:سهل بن حنيف.
[١٣] .مب،مر+اميرالمؤمنين على.