روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٤ - ترجمه
آب از او بگردانند چنان كه آب نباشد آنجا دو سه مذهب است.مذهب ما و شافعى و محمّد بن الحسن آن است كه:تيمّم كند و نماز كند،جز كه بر مذهب ايشان نماز باز كند،و به مذهب ما نماز باز نبايد كردن،و اين مذهب مالك است و اوزاعى و ابو يوسف و مذهب ابو حنيفه آن است كه:تيمّم نكند و نماز نكند تا آنكه آب يابد وضو كند و نماز كند.
أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغٰائِطِ ،و«غائط»در لغت زمين پست باشد،و غوط و غيط و غائط هر سه لغت است و هى المطمأنّ من الأرض.مجاهد گفت:وادى باشد، محمّد بن جرير گفت:نشيب زمين باشد.مؤرّج گفت:قرارى باشد از زمين كه پيرامون او آكام و بلنديها باشد كه آن را بازپوشد و جمعها غيطان،و فعل از او غاط [١]يغوط باشد و تغوط اذا أتى الغائط،و اين از جملۀ اسماى منقوله است براى آنكه ايشان قضاى حاجت در مطمئنات زمين كردندى،پس نام زمين بر حدث نهادند،مثل العذرة و الحشّ.و در آيت مراد قضاى حاجت است و برازى كه از شكم بيرون آيد،و براى آن ذكر اين كرد كه از جملۀ نواقض طهارت است.
أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ ،حمزه و كسائى و خلف خواند:«لمستم»بىالف،اين جا و نيز در سورة المائده و آن اختيار[٣١٤-ر]ابو عبيد [٢]است،و باقى قرّاء به«الف» خواندند من الملامسة،مفاعلة بين اثنين.مفسّران و فقها خلاف كردند در معنى لمس و ملامسه.قومى گفتند:مراد جماع است و خلوت،و اين قول عبد اللّه عبّاس است و حسن بصرى و مجاهد و قتاده،و روايت است از صادق و باقر-عليهما السّلام-و اين مذهب ماست.سعيد بن جبير گفت:در اين لفظ خلاف رفت،روزى جماعتى از عرب گفتند:لمس جماع باشد،و جماعتى موالى گفتند:جماع نباشد.من به نزديك عبد اللّه عبّاس آمدم و از او پرسيدم،مرا گفت:تو از كدام گروهى؟گفتم:من بر قول موالىام،گفت:مغلوبى تو و [٣]ايشان،كه لمس جماع باشد،و كذلك المسّ و المباشرة،و لكن خداى تعالى كفايت كند به آنچه خواهد،و اين لفظ در اصل لغت
[١] .اساس،وز،لب،مر:غائط،با توجّه به آج،فق تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،فق،مر:ابو عبيده.
[٣] .كذا:در اساس،وز:مغلوبى بر او،آج،لب،فق،مر:مغلوبى تو از.