روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٩ - ترجمه
باور نداريد [١]اين آيت برخوان: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَظْلِمُ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضٰاعِفْهٰا وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ،بنگر كه آنكه خداى تعالى آن را عظيم خواند چه باشد و قدر آنكه داند [٢]! فَكَيْفَ إِذٰا جِئْنٰا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ ،حقتعالى چون آيتى وعد بگفت،در پى آن آيتى وعيد بگفت تا مكلّفان را به هر دو طريق تحريض كرده باشد بر فعل طاعات و اجتناب مقبّحات،گفت:چگونه باشد چون ما از هر أمّتى گواهى بيارم [٣]بر ايشان، يعنى پيغامبرشان[را] [٤]،و لفظ استفهام است و معنى تقرير و تعجيب و تعظيم و تهويل كار و آنچه استفهام به آن تعلّق دارد كلام محذوف است،يعنى چگونه باشد حال اينان را [٥]از كفّار و فسّاق تا چگونه كنند و چه مدفع سازند و چه جواب دهند و چه عذر آرند چون حال چنين باشد چون من از هر امّتى گواهى بيارم بر ايشان از ايشان و تو را بيارم تا گواهى دهى بر ايشان،و آنكه براى كسى گواهى دهد تا حقّ او به او رسد گويند:شهد له،و آن را كه بر او گواهى دهند تا حق از او بستانند گويند:شهد عليه.
عبد اللّه مسعود گفت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-مرا گفت:از قرآن چيزى بخوان، من سورة النّساء آغاز كردم.چون به اين آيت رسيدم بگريست و گفت:با سر گير،با سر گرفتم.دگرباره چون به اين آيت رسيدم بگريست بيش ازآنكه اوّل گريسته بود،آنگه گفت:حسبى،بس است مرا اينچ [٦]خواندى.
يَوْمَئِذٍ ،نصب او بر ظرف است من قوله: وَ جِئْنٰا بِكَ عَلىٰ هٰؤُلاٰءِ شَهِيداً ،آن روز كه خواهند و تمنّا كنند كافران و آنان كه در پيغامبر [٧]عاصى شده باشند اگر زمين به ايشان راست باز كنند.
مدنيان و شاميان خواندند:«لو تسّوّى»به فتح«تا»و تشديد«سين»على وزن
[١] .آج،لب،فق،مر:ندارى.
[٢] .مر+قوله تعالى.
[٣] .كذا:در اساس و وز،ديگر نسخه بدلها:بياريم.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها لفظ«را»ندارد.
[٦] .آج،لب،فق،مر:آنچه.
[٧] .وز:پيغامبرى،ديگر نسخه بدلها:پيغمبران.