روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه
مىكند كه تمنّاى حال غيرى كردن حرام باشد.
و فرّاء گفت:اين بر سبيل ندب است،و وجه تحريم او آن است كه:اين حسد باشد يا از دواعى حسد باشد،و اين از دناياى اخلاق بود چون رضا [١]به آنچه خداى قسمت كرده نباشد او را.و گفتند:حسد مذموم است و غبطه جايز،براى آنكه حسد تمنّاى حال غيرى باشد،و غبطه تمنّاى مثل حال او [٢]باشد،و اين روا بود.
ضحّاك گفت:روا نباشد كه كسى تمنّاى حال كسى كند،نبينى كه حقتعالى چگونه حكايت كرد از آنان كه تمنّاى مثل حال قارون كردند: يٰا لَيْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِيَ قٰارُونُ [٣]،آنگه چون او را و اموال او را خسف كردند برآن تمنّا پشيمان شدند،چنان كه خداى تعالى از ايشان بازگفت: وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكٰانَهُ بِالْأَمْسِ -الى قوله: لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَيْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا [٤].
و كلبى گفت:در تورات نوشته است كه نشايد كه كسى گويد:اللّهم أعطني مال فلان و امراته و أمواله و أحواله [٥]،و لكن روا بود كه گويد:اللّهمّ [٦]ارزقني مثل ذلك و خيرا من ذلك،بار خدايا مرا مانند آن و بهتر از آن بده،و اين معنى اگر بر سبيل تمنّا باشد و اگر بر طريق دعا باشد،جز به شرط مصلحت روا نباشد،اگرچه در لفظ نگويد يا اظهار نكند در ضمير آن دارد.
آنگه گفت:هركسى را نصيب خود باشد از آنچه كنند: لِلرِّجٰالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ،قتاده گفت:هريكى [٧]را نصيب خود باشد از ثواب و عقاب بر وفق عملش، در اين باب فرقى نيست براى آنكه در حقّ مردان و زنان جزاى اعمال بر يك حدّ است في قوله تعالى: مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا وَ مَنْ جٰاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلاٰ يُجْزىٰ إِلاّٰ مِثْلَهٰا [٨]،بر هر حسنتى ده ثواب و بر [٩]سيّئتى يك جزا در حقّ مردان و زنان به سويّه.
[١] .آج،لب،فق،مر+باشد،تب+دهد.
[٢] .آج،لب،فق،مر:حال مثل او.
[٣] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٧٩.
[٤] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٨٢.
[٥] .آج،لب،فق:احواله و امواله.
[٦] .آج،لب،فق،مر+اعطني و.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كسى.
[٨] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٦٠.
[٩] .آج،لب،فق،تب+هر،مر+هريك.