روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
ابو حنيفه است و مذهب ما،و مذهب شافعى [١]آن است كه:چندان كه تراضى باشد برآن از اندك و بسيار،چنان كه بر اين اخبار بسيار بگفتيم.
و أنس مالك روايت كند كه:رسول-عليه السّلام-يكى را گفت از جملۀ صحابه كه:يا فلان!زن دارى؟گفت:نه.گفت:چرا؟گفت:براى آنكه چيزى ندارم.گفت:نه قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ [٢]دانى؟گفت:بلى.گفت:آن ربع قرآن است،نه قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ [٣]دانى؟گفت:بلى.[گفت] [٤]:آن ربع قرآن است:نه إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ [٥]... ،دانى؟گفت:بلى.گفت:آن ربع قرآن است.گفت:نه آية الكرسى [٦]دانى؟گفت:بلى،گفت:آن ربع قرآن است.بر وزن كن-تا سهبار تكرار كرد.
إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً ،خداى-جلّ جلاله-عالم است به مصالح شما،و حكيم است،آنچه كند و فرمايد به حكمت و صواب كند.
وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً -الآية،حقتعالى گفت:هركه نتواند و مالك نباشد طول را-و آن وسع و يسار و دسترس باشد.عبد اللّه عبّاس و سعيد جبير و مجاهد و قتاده و سدّى و ابن زيد گفتند:هو الغنى [٧]،توانگرى باشد.
و از باقر-عليه السّلام-اين روايت است،و ربيعه و جابر و عطا و ابراهيم گفتند:
«طول»هوى است،يعنى اگر ميل او به پرستارى باشد با آنكه [٨]وسع دارد،شايد تا پرستار [٩]را به زنى كند،و درست قول اول است براى شاهد لغت كه«طول»فضل و نفع باشد،و قولهم:لا طائل فيه،أى لا نفع فيه.عبد اللّه عبّاس گفت:سيصد درم باشد [١٠]چون سيصد درم دارد حج بر او[٣٠٥-ر]واجب باشد،و نشايد كه بر پرستار عقد
[١] .مر:و شافعى را مذهب.
[٢] .سورۀ اخلاص(١١٢)آيۀ ١.
[٣] .سورۀ كافرون(١٠٩)آيۀ ١.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .سورۀ فتح(١١٠)آيۀ ١.
[٦] .مراد آيات ٢٥٥ الى ٢٥٧ سورۀ بقره(٢)است.
[٧] .آج،لب،فق،مر+او.
[٨] .اساس و همۀ نسخه بدلها:بانك/به آنكه،هم مىتواند«به آنكه»خوانده شود،و هم«با آنكه».
[٩] .آج،لب،فق،مر:پرستارى.
[١٠] .اساس:دارم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.