روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٦ - ترجمه
كسانى كه نزديكترند رها مىكنى؟گفت:براى كه مىگويى؟گفتم:دختر حمزه گفت:او حلال نباشد مرا،كه او دختر برادر من است از جهت رضاع،و شرط تحريم رضاع يكى باشد از سه چيز.إمّا آنكه چندان بود [١]كه گوشت روياند و استخان [٢]سخت كند.و إمّا پانزده رضعه باشد پياپى كه در ميانۀ شير هيچكس نباشد يا شبان روزى كه در آن ميانه شير هيچكس ديگر نخورد،و دگر از شرط او آن است كه در مدّت دو سال باشد،چه اگر [٣]پس دو سال باشد حكمى نباشد آن را.
شرط ديگر آن است كه:زن بايد تا مرضعه باشد،چه اگر شير او در آورده باشند به دارو و غذا،و زن شيردهنده نباشد آن را حكمى نباشد اندك و بسيارش را.و به نزديك شافعى اعتبار به پنج رضعه است و توالى اعتبار نكرد،و گفتند در قرآن بود كه:عشر رضعات يحرمن،آنگه منسوخ شد به پنج رضعه-على قولهم،و به نزديك ابو حنيفه اندك و بسيار تحريم آورد،و اين قول بعضى اصحاب ماست.و شافعى نيز اعتبار كرد كه در مدّت دو سال باشد،و ابو حنيفه گفت:از پس دو سال به شش ماه بود هم تحريم آرد و مالك گفت:از پس دو سال به يك ماه حكم تحريم آرد،و دليل بر آنكه رضاع را بعد الحولين حكمى نباشد،قوله تعالى: وَ الْوٰالِدٰاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كٰامِلَيْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ [٤]... ،بيان كرد كه:تمامى رضاع به دو سال بود،و هرچه تمام شد آنچه پس تمام [٥]باشد آن را حكمى نبود براى آنكه نه آن باشد.
و نيز
قول النّبي-عليه السّلام: لا رضاع بعد الحولين و إنّما الرّضاع ما أنبت اللّحم و شدّ العظم.
وَ أُمَّهٰاتُ نِسٰائِكُمْ ،و مادر زنانتان-على كلّ حال-سواء اگر دخول كرده باشى [٦]با دختر ايشان يا نكرده باشى [٧]،بر قول بيشتر فقها و مفسّران.
و اهل عراق گفتند:اگر با زنى نزديكى كند به حرام،يا بوسهاى دهد او را،يا
[١] .آج،لب،فق:چندانى بودى.
[٢] .وز،لب،مر،تب:استخوان.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٣.
[٥] .آج،لب:اتمام،فق،مر:باتمام.
[٧] [٦] .مر:باشيد.