روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
مراد آن است كه آنچه ايشان با شما كنند،به ايشان همان كنيد [١]،و اگر شما به طبع ايشان را كاره باشى [٢]به ايشان بسازى [٣]و مفارقت مكنى [٤]كه بسيارى چيزها باشد كه شما آن را كاره باشيد [٥]و خداى تعالى در آن خير بسيار نهاده باشد.بعضى گفتند:
فرزند است،يعنى باشد كه شما را از ايشان فرزند باشد.قولى دگر آن است كه:
باشد [٦]دلهاى شما از آن كراهت بگردد،و شما صلاح خود ندانى [٧].
عبد اللّه عمر گفت:مرد باشد كه استخاره كند در كارى،و خداى تعالى براى او آنچه خيرۀ [٨]او باشد اختيار كند،او را خوش نيايد.چون بنگرد به عاقبت بداند كه آنچه خداى تعالى براى او اختيار كرد صلاح و خير او در آن بود.
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَكٰانَ زَوْجٍ ،عرب را عادت بودى كه چون زنى كردندى و مهرى [٩]دادندى او را،آنگه ايشان را از او [١٠]ملالى بودى،آنچه او را داده بودندى از او بستدندى [١١]و به مهر ديگرى دادندى.حقتعالى از اين نهى كرد و گفت:
اگر خواهى [١٢]كه زنى را[به ديگرى] [١٣]بدل كنى [١٤]،و آن زن اوّل را قنطارى زر يا سيم داده باشى [١٥]به مهر يا به هبه،روا نيست شما را كه از او بازگيرى [١٦]الّا كه از او نشوزى بود يا فاحشه.
و تفسير«قنطار»برفت،و مراد آنكه عبارت است از مال بسيار،آنگه گفت:
أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ،لفظ استفهام است و مراد تقريع[٣٠٠-پ]و توبيخ و انكار،و نصب«بهتانا و إثما»بر تميز [١٧]باشد.و گفتهاند:به اضمار فعلى مقدّر، و التقدير:أ تأخذونه فتصيبون في أخذه بهتانا و إثما مبينا.
[١] .آج،لب،فق:كنى/كنيد.
[٢] .مر،تب:باشيد.
[٣] .مر،تب:بسازيد.
[٤] .مر،تب:مكنيد.
[٥] .آج،لب،فق:باشى/باشيد.
[٦] .آج،لب،فق+كه.
[٧] .مر،تب:ندانيد.
[٨] .آج،لب،فق،مر:خير.
[٩] .آج،لب،فق،مر:مهر.
[١٠] .آج،لب،فق:از آن.
[١١] .آج،لب،فق،مر:بستاندى.
[١٢] .مر،تب:خواهيد.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .مر،تب:كنيد.
[١٥] .مر،تب:باشيد.
[١٦] .مر،تب:بازگيريد.
[١٧] .وز،تب:تمييز.