روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
وَ لاٰ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مٰا آتَيْتُمُوهُنَّ ،جويبر گفت از ضحّاك كه:آيت در حقّ كسانى آمد كه در حجر ايشان دختران يتيم بودندى،ايشان را به شوهر ندادندى و عضل كردندى طمع در مال ايشان.يا زنى پير داشتى خداوند مال،و او را با او خوش نبودى خواستى تا زنى جوان كند،يا زنى جوان به زنى كردى آن زن را مقاربت نكردى و دست بنهداشتى طمع در مال او،تا چون وفاتش آيد ميراثش بردارد.
حقتعالى گفت:عضل مكنيد كسانى چنين را تا بهرى از آنچه به ايشان داده باشيد [١][چيزى] [٢].
إِلاّٰ أَنْ يَأْتِينَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ،الّا آنگه فاحشه كنند ظاهر.ابن كثير و ابو بكر عن عاصم خواندند:«مبيّنة»به كسر الياء،و باقيان به فتح«يا».و در«فاحشة» خلاف كردند،بعضى گفتند:زناست.حسن بصرى گفت:اگر زن زنا كند،شوهر را بود كه با او خلع كند.عطا گفت:در بدايت اسلام چنان بود كه چون زنى زنا كردى،شوهر از او چيزها گرفتى [٣]،يا مهر از او بازستدى،اين حكم منسوخ شد به حدّ.
عبد اللّه مسعود و قتاده و ضحّاك گفتند:مراد به«فاحشة»نشوز است،و در اخبار ما آمده است كه:از جملۀ فاحشه و كمينۀ او آن بود كه اهل مرد را به زبان برنجاند.
جابر [٤]عبد اللّه أنصارى روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه او خطبه كرد و گفت:
اتقوا الله في النساء فانكم أخذتموهنّ بأمانة الله و استحللتم فروجهن بكلمة الله. و شما را بر ايشان آن است كه كسى را بر بستر شما نيارند كه شما را از آن كراهت بود،اگر از اين معنى چيزى كنند بزنى [٥]ايشان را زدنى،و طعام و كسوت از ايشان بازمگيرى [٦]به سنّت و قاعده.
وَ عٰاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ،و به ايشان به وجه [٧]زندگانى كنى [٨].بعضى گفتند:
[١] .آج،لب،فق،مر،تب:باشى/باشيد.
[٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد،مر،تب:ببريد،ديگر نسخه بدلها:ببرى.
[٣] .آج،لب،فق،مر،تب:چيزى گرفتى.
[٤] .مر:جابر بن.
[٥] .مر،تب:بزنيد.
[٦] .مر،تب:بازمگيريد.
[٧] .مر+معروف.
[٨] .مر،تب:كنيد.