روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٩ - ترجمه
مقاتل و كلبي گفتند:آيت در ابو كحّه [١]آمد-كه قصّه او برفت.سدّى گفت:در عبد الرّحمن آمد،برادر حسّان شاعر [٢]-بمرد و زنى رها كرد و پنج خواهر را،وارثان ديگر بيامدند و مال بر گرفتند و چيزى به زن ندادند.زن به شكايت به [٣]رسول آمد، خداى تعالى [٤]آيت فرستاد.
عبد اللّه عبّاس گفت:پيش از نزول اين آيت ميراث فرزندان را بودى [٥]،وصيّت مادر و پدر را.خداى تعالى آيت وصيّت به اين آيت منسوخ كرد.و اين قول درست نيست،و بيان اين كرده شد در سورة البقره در آيت وصيّت.
پيش ازآنكه به تفسير آيت مشغول شويم طرفى از حكم آيت بر وجه اختصار بگوييم.بدان كه:چون مرد را وفات رسد،ابتدا به تكفين و تجهيز او كنند از صلب مالش،آنگه به قضاى ديون اگر بر او وامى باشد،آنگه به وصيّتى كه كرده بود،آنگه به ميراث.و استحقاق ميراث به دو چيز باشد به نزديك ما به نسب و سبب بر دو ضرب بود.و به نزديك فقها به سه چيز:به سبب و نسب و تعصيب،و به نزديك اهل البيت به تعصيب ميراث نباشد.
آنگه از جهت [٦]نسب به دو وجه ثابت شود:يكى به فرض و تسميه،دگر به قرابت.و سبب بر دو ضرب بود:زوجيّت و ولاء.ميراث به زوجيّت به فرض [٧]باشد الّا در يك مسئله كه گفته شود جاى دگر.
و«ولاء»بر سه ضرب باشد:ولاى عتق باشد،و ولاى تضمّن[٢٩٥-پ] جريره،و ولاى امامت.و اين هيچ سه به فرض نباشد.
و آنچه مانع باشد از ميراث سه چيز است:كفر است و رقّ و قتل عمد بر وجه ظلم،و هرچه منع كند از ميراث از اين سه وجه منع كند از حجب مادر از ثلث با سدس.
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،تفسير قرطبى(٥٨/٥):امّ كجّه.
[٢] .اساس+بود،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد،مر+كه او.
[٣] .فق:بر.
[٤] .آج،لب،فق،مر+اين.
[٥] .آج،لب،فق،مر+و.
[٦] .اساس+و،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] .اساس:كلمه به صورت«عرض»هم خوانده مىشود.