روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
كراهت تطويل را،چه غرض از اين كتاب تفسير قرآن است و آنچه گذارش [١]معنى به آن باشد.
قوله: يُوصِيكُمُ اللّٰهُ ،وصيّت مىكند خداى تعالى شما را و اندرز مىكند.زجّاج گفت:وصيّت از خداى تعالى ايجاب باشد چنان كه در سورة الانعام چند جا گفت:
ذٰلِكُمْ وَصّٰاكُمْ بِهِ [٢]...،أى أوجب [٣]عليكم و فرض.پس مراد فرض و ايجاب است و تسميه.سهام را در اين علم فرض خوانند،و سهمى را فريضه خوانند،و جمعش فرائض بود،براى آن اين علم [٤]فرائض خوانند.
فِي أَوْلاٰدِكُمْ [٥] ،در كار فرزندانتان چون شما را وفات رسد،و اين جمله حذف كرد براى دلالت حال بر او. لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ،يك پسر را چندان نصيب بود كه دو دختر را،على كلّ حال مع الانفراد و مع الاجتماع بلا خلاف بين الامّة.
فَإِنْ كُنَّ نِسٰاءً ،يعنى وارثان اگر چنان كه اين فرزندان بازمانده از مادر و پدر رفته همه دختران باشند و از بالاى دو [٦]باشند-يعنى سه يا بيشتر-نصيب ايشان دو ثلث باشد از تركه،و اگر دو باشند هم ثلثان باشد ايشان را،و لكن اين حكم از آيت ندانند،از اجماع امّت دانند.
و بعضى مفسّران و اهل معانى گفتند:اين حكم از آيت دانند به زيادت فوق، كه اين لفظ را صله كنند يعنى زياده،چنان كه گفت: فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنٰاقِ [٧]،أى فاضربوا الاعناق و«فوق»صله است.و اگر چنين باشد از آيت حكم دو دختر دانند.حكم بيشتر از دو دختر هم به اجماع توان شناختن [٨].پس متساوى باشند [٩]در هر دو طرف.چون چنين خواهد بودن،اولىتر آن باشد كه ظاهر آيت [١٠]رها نكنند [١١].
[١] .وز،آج،فق:گزارش.
[٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٥١ تا ١٥٣.
[٣] .اساس:وجب،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آج،لب،فق،تب+را.
[٥] .آج،لب،فق،مر+أى في امر أولادكم.
[٦] .اساس:دور،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ١٢.
[٨] .آج،لب،فق،مر:هم از اجماع توان دانستن.
[٩] .آج،لب،فق،مر،تب:باشد.
[١٠] .آج،لب،فق+را.
[١١] .مر:رها كنند.