روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
را ناقص خواندى.گفت:ناقص نباشى [١]كه در ماهى چند روز نماز نكنى [٢]؟آنگه گفت:كفايت نيست شما را كه چون يكى از شما بار بر گيرد،چندانى مزد بود[او را] [٣]كه خود را [٤]در ره خدا بازبندد،براى جهاد كافران چون بار بنهد او را مزد آن شهيد بود كه در خون بگردانند او را در ره خداى،چون كودك را شير دهد به هر جرعهاى چنان باشد كه يكى از فرزندان اسماعيل آزاد كرده.و چون بىخواب شود، به هر شبى كه خواب از چشم باز كند هم چنان باشد كه بردهاى از فرزندان اسماعيل آزاد كرده،آنگه گفت:اين ثواب و اعواض مؤمنات خاشعات صابرات را باشد كه كفران [٥]نكنند.زن برگشت و مىگفت:عظيم فضلى است،اگر نه اين شرايط به دنبال آن است.
و عاصم روايت كند از مورّق كه:زنى به عبد اللّه عمر بگذشت،او اين آيت بخواند.معاوية بن قرّه گفت:زنان را نه به عادت كنى [٦]كه ايشان سفيه باشند،اگر ايشان را فروگذارند هلاك كنند مردان را [٧].عبد اللّه عبّاس و زهرى و ابو مالك و ابن زيد گفت [٨]:مراد فرزندان نابالغاند،بعضى دگر گفتند:زنان و كودكاناند،و حسن بصرى هم چنين گفت.قتاده گفت:مال به زن و فرزند مده كه تباه كنند،آنگه اين آيت بخواند: وَ لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ [٩].
عبد اللّه عبّاس گفت:مالى كه خداى تعالى قوام عيش تو و سبب معيشت تو كرد به زنان و كودكان سفيه بىخرد مده كه آنگه به ايشان محتاج شوى [١٠]،و لكن نگاهدار و به قدر حاجت از مئونت و كسوت بر ايشان صرف مىكن.
[١] .مر،تب:نباشيد.
[٢] .مر،تب:نكنيد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آج،لب،فق:كه كسى كه خود را.
[٥] .اساس+آن،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٦] .تب:كنيد.
[٧] .آج،لب،فق،مر+به مكر و حيله.
[٨] .كذا:در اساس،وز،آج،لب،فق،مر،تب:گفتند.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٨.
[١٠] .آج،لب،فق،مر:كه پس از آن زود باشد كه محتاج ايشان گردى.