روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٦ - ترجمه
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً ،اگر چنان باشد كه اين زنان دلخوش بكنند شما را از چيزى از آن،يعنى اگر چيزى از آن به شما دهند بطيبة نفس، فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ،بخوريد [١]آن نوش و گوارنده،يعنى حلال است شما را آن،[و] [٢]نصب «نفسا»بر تميز [٣]باشد.و براى آنكه نقل فعل كرد [٤]با اصحاب نفس،از نفس،براى آن نفس را موحّد كرد،و مثله قوله تعالى: وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً [٥]،و قال تعالى: وَ قَرِّي عَيْناً [٦].كوفيان گفتند:لفظ«نفس»اين جا واحد است و معنى جمع،و مانند اين بسيار است،منها قول الشّاعر [٧]:
بها جيف الحسرى فأمّا عظامها
فبيض و أمّا جلدها فصليب
و لم يقل جلودها.و بصريان گفتند:أراد بالنّفس الهوى،به نفس هواى نفس خواست،و آن مصدر است،و او را تثنيه و جمع نكنند.بعضى مردمان كراهت داشتند آنكه از مهر چيزى با ايشان آيد،و اگرچه زن به دلخوشى بدو داده بودى، خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد ايشان را[٢٩١-پ]در آن و بيان كرد كه چون اكراهى نباشد[و] [٨]خديعتى حلال بود.
قوله: هَنِيئاً ،اشتقاق او من هنأت البعير بالقطران باشد إذا عالجته به،شتر را چون گر دارد او را به قطران بيندايى هنأت گويى،و يقال:هنأنى الطّعام يهنئني على فعل يفعل و هنئنى يهنأني على فعل يفعل هنأة،و هنىء طعامى باشد گوارنده كه با او [٩]تنغيصى نباشد،و يقول العرب:هنأنى الطّعام و مرأني فاذا أفردوه،قالوا:أمرأنى الطّعام بالألف،و اين كنايت است ازآنكه در دنيا وبالى نبود آن را و در آخرت تبعتى.
عبد اللّه عباس گويد رسول را-عليه السّلام-از اين آيت پرسيدند،گفت:چون زنان چيزى به شما دهند به دلى خوش بىاكراهى در دنيا،سلطان را بر شما مؤاخذه
[١] .آج،لب،فق:بخورى/بخوريد.
[٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٣] .تب:تمييز.
[٤] .آج،لب،فق،مر:كردن.
[٥] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٧٧.
[٦] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٢٦.
[٧] .تب+شعر.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .آج،لب،فق،مر:كه او با.