روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
نبود و در آخرت خداى را مطالبه.ابو حمزه گفت:هنيئا لا إثم فيه،مريئا لا داء فيه، در او بزه و دردى نباشد، مغيرة بن شعبة روايت كند از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-كه گفت:چون يكى را از شما را رنجى رسد،بايد تا سه درم از صداق زن بخواهد و به آن انگبين بخرد و به آب باران بياميزد و بخورد تا جمع كرده باشد ميان هنأت و مراءت و شفا و بركت را،لقوله: فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ،و قوله: فِيهِ شِفٰاءٌ لِلنّٰاسِ [١]،و قوله: وَ نَزَّلْنٰا [٢]مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً مُبٰارَكاً [٣].
قوله: وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَكُمُ -الآية.خلاف كردند در آنكه اين سفيهان كهاند كه خداى تعالى نهى كرد از دادن مال به ايشان.بعضى گفتند:زنانند.
حضرمىّ گفت:آيت در حقّ مردى آمد كه او مالى داشت به زن داد تا تلف كرد، خداى تعالى اين آيت فرستاد.مجاهد گفت:نهى است اين آيت مردان را ازآنكه مال به هيچ زن بدهند [٤]،اگر زن باشد و اگر دختر و اگر خواهر.جويبر [٥]گفت از ضحّاك كه گفت:زنان از همۀ سفيهان سفيهتر باشند،دليل اين تأويل حديث ابو امامه كه روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
انّما خلقت النّار للسّفهاء- يقولها ثلاثا:ألا و إنّ السّفهاء النّساء، گفت:دوزخ براى سفيهان آفريدهاند-تا سهبار گفت،آنگه گفت:سفيهان زنانند.
أنس مالك روايت كند كه:زنى سياه به نزديك رسول [٦]آمد مليح،فصيح زبان، گفت:يا رسول اللّه!در حقّ ما خيرى [٧]بگو كه همه شرّ مىگويى در حقّ ما.گفت:
چه گفتم در حقّ شما از شرّ؟گفت:ما را سفيه خواندى.گفت:سفيه من نخواندم شما را،خداى خواند في قوله: وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَكُمُ .گفت:يا رسول اللّه!ما
[١] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٦٩.
[٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:و انزلنا،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ٩.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:دهند.
[٥] .وز:جوير،آج،لب:حويص.
[٦] .آج،لب،فق+عليه السّلام.
[٧] .فق،مر،تب:چيزى.