روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤١ - ترجمه
يتيمان بودند.بعضى دگر گفتند:ايشان تحرّج كردندى از مال يتيمان،و تحرّج نكردندى از نكاح زنان،چندان كه بودى بعد القصر على أربع،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:چنان كه از اين تحرّج مىكنى [١]از آن نيز تحرّج كنى [٢]كه هر دو در باب تحريم به يك منزلت است،و نيز براى آن تا هر مردى چندان نكاح بندد كه قيام تواند كردن به مئونت ايشان،براى آنكه زنان چون يتيمانند در ضعف و عجز،و اين قول سعيد جبير است و قتاده و ربيع و ضحّاك و سدّى و روايت والبى از عبد اللّه عبّاس.
حسن بصرى گفت قولى دگر كه:ايشان از نكاح يتيم تحرّج كردندى چنان كه از مالش،خداى تعالى اين آيت فرستاد در رخصت آن ايشان را،و قصر فرمود بر عددى كه ايشان قيام توانند نمودن به مئونات ايشان از يكى تا چهار.
مجاهد گفت:معنى آن است كه چنان كه تحرّج مىكنى [٣]از مال ايتام،هم چنان تحرّج كنى [٤]از زنا [٥]،و اگر [٦]نكاح خواهى كردن [٧]بر اين عدد مىافزايى [٨].و ابراهيم النّخعىّ خواند در شاذّ:«تقسطوا»بفتح التّاء،و گفت:«قسط»و«أقسط» لغتان فى العدل.و زجّاج و دگر ائمّۀ لغت گفتند:أقسط إذا عدل و قسط إذا جار،و اصل كلمۀ قسط«إذا جار»باشد،و در«أقسط»،«الف»ازاله را بود،براى آنكه جور ازالۀ عدل بود،كقولهم:عربت معدته و أعربها إذا اصلحها.
و«يتامى»جمع است صالح مذكّر و مؤنّث را،و ابن ابي عبله در شاذّ خواند:
«فانكحوا من طاب»،گفت:براى آنكه«من»عقلا را باشد،و«ما»لما لا يعقل.
و وجه [٩]قرائت قرّاء يكى بود از دو وجه،يكى آنكه:اشارت بود به فعل نكاح،أى فانكحوا النّكاح الّذي طاب لكم.دگر آنكه:«ما»به معنى«من»بود،براى آنكه
[٣] [١] .تب:مىكنيد.
[٤] [٢] .تب:كنيد.
[٥] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٠٨/٣):زنان.
[٦] .اساس:ذكر،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .تب:خواهيد كردن.
[٨] .تب:ميفزاييد.
[٩] .آج،لب،فق:و وجوه.