روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٩ - ترجمه
العرب و العجم و من شرّ فسقة الجنّ و الانس سبحان ربّ الصّباح فالق الاصباح ،سهبار بگويد اين كلمه،آنگه گويد:
بسم اللّه وضعت جنبي للّه امنت باللّه [١]فوّضت امري الى اللّه توكّلت على اللّه ما شاء اللّه [٢]لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم، إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاٰفِ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ -الى قوله: إِنَّكَ لاٰ تُخْلِفُ الْمِيعٰادَ [٣].
وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،و انديشه كنند در عجيب [٤]خلقت آسمانها،و آنكه قديم-جلّ جلاله-چگونه آفريد اين هفت آسمان معلّق مطبّق بىعمادى و ستونى در هوا ايستاده،و آسمان دنيا به زينت ستارگان [٥]آراسته،و هفت زمين يك در زير يك [٦]نهاده،و به انواع حيوان آبادان كرده،و به انواع نبات آراسته، و به چشمههاى [٧]آب زنده داشته،و به باران آسمان مدد كرده.چون در اين انديشه كنند،بدانند كه اين افعال محكم متقن بىصانعى قادر [٨]عالم حىّ موجود [٩]مريد [١٠]كاره [١١]مدرك مخالف اشياء بنهباشد.
ابو هريره روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:شب معراج كه مرا به آسمان بردند،گردى ديدم و دودى و غبارى و آوازى،جبرئيل را گفتم:اين چيست؟ گفتند [١٢]:اين شياطينند كه اين گرد مىكنند تا حجاب باشد چشمهاى خلايق را ازآنكه عجايب آسمان ببينند [١٣]،و اگر نه آنستى خلقان عجايب [١٤]ديدندى.
ابن عون [١٥]گفت:فكرت غفلت ببرد و خشيت بازآرد [١٦]،چنان كه آب نبات را و زرع را زياده كند و دل [١٧]هيچچيز چنان نه افروزد كه [١٨]اندوه،و هيچچيز چنان
[١] .دب،آج،لب+و.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مر+كان.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٩٤.
[١٢] [٤] .وز:عجب.
[٥] .لب:ستارگان.
[٦] .تب:يكى در زير يكى.
[٧] .اساس و همۀ نسخه بدلها:چشمهاى/چشمههاى.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:قادرى.
[١١] [٩] .دب،آج،لب،فق+و.
[١٠] .كذا:در اساس،وز،دب،ديگر نسخه بدلها:گفت.
[١٣] .مر:نهبينند.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مر+آسمان.
[١٥] .اساس به صورت:«ابن عوف»هم خوانده مىشود.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:بار آرد.
[١٧] .تب،مر+را.
[١٨] .اساس،وز:نه افزود كه،مر:نيفروزد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.