روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
فاجر بر خواند: وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ [١]الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمٰا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ -الآية.
قوله: مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىٰ مٰا أَنْتُمْ عَلَيْهِ -الآية.مفسّران در سبب نزول آيت خلاف كردند.كلبى گفت:سبب نزول آيت آن بود كه مشركان گفتند [٢]:
اى محمّد[تو] [٣]دعوى مىكنى كه هركه به من ايمان دارد از [٤]اهل بهشت[است] [٥]و خداى از او راضى است،و آنكه به من ايمان ندارد جاى [٦]او دوزخ است،و خداى بر او بخشم است،اكنون ما را بگو تا كيست كه به تو ايمان دارد،و كيست كه ندارد؟خداى تعالى اين آيت فرستاد [٧].
سدّى گفت سبب نزول آيت آن بود كه،رسول-عليه السّلام-گفت:امّت مرا بر من عرضه كردند در صورتها [٨]كه ايشان برآنند در گل،چنان كه بر آدم عرضه كردند، و مرا معلوم كردند كه كيست كه به من ايمان دارد [٩]،و كيست كه به من ايمان ندارد.منافقان گفتند:عجب از كار محمّد [١٠]!دعوى مىكند كه:من آنان را كه نيستند و در كتم عدماند مىدانم كه مؤمن كيست از ايشان و كافر كيست،و ما منافقان در لشكر او و در پيش او و احوال ما نمىداند.اين حديث به سمع رسول رسيد،به منبر برآمد و خطبه كرد و حمد و ثناى خداى گفت،آنگه گفت:
ما بال اقوام جهلوني، چيست مردمانى را كه مرا نمىشناسند و در علم من طعن مىزنند؟و اگر از من بپرسند از امروز تا به [١١]قيامت،ايشان را خبر دهم.عبد اللّه بن حذافة السّهمىّ برخاست [١٢]و گفت:يا رسول اللّه!من أبي،پدر من كيست؟گفت:حذافه.عمر
[١] .اساس و همۀ نسخه بدلها بجز مر:تحسبنّ،با توجّه به مر و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٢] .اساس+كه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و همۀ نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .اساس و وز:كلمه به صورت«آن»هم خوانده مىشود.
[٥] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .لب:بجاى.
[٧] .اساس+و،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٨] .تب:صورتهايى.
[٩] .اساس:آرد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .وز+و.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مر:تا روز.
[١٢] .دب،لب،مر،تب:خواست.