روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
دعوت مىكند به دينى كه بدان دين مزكّى و مطهّر باشند،و اقوال در اين برفت و ايشان را كتاب مىآموزد و حكمت مىآموزد،يعنى قرآن و شريعت.
وَ إِنْ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ ،و اگرچه ايشان پيش از اين در ضلال و گمراهى ظاهر بودهاند.كوفيان اين را رفع على الغاية گويند،و بصريان مبنى گويند بر ضم بناى عارض چون مضافاليه از او قطع كردند،اين را بر ضم بنا كردند.
أَ وَ لَمّٰا أَصٰابَتْكُمْ ،همزه استفهام راست و«واو»عطف است،و«لمّا»ظرف است و معنى استفهام اين جا تقريع است،و عامل در او جواب او باشد.و هو قوله:
قُلْتُمْ ،و المعنى قلتم ما قلتم حين اصابتكم.حقتعالى گفت:آنگه كه به شما رسيد مصيبتى و نكبتى،يعنى روز احد،كه شما دوچندان رسانيده بودى [١]به دشمنان، يعنى در روز بدر،و آنچنان بود كه روز احد هفتاد كس را از صحابه بكشتند،[و روز بدر مسلمانان صد و چهل [٢]را بكشتند از مشركان به يك روايت،و به يك روايت چهل [٣]را بكشتند] [٤]و چهل [٥]را اسير گرفتند،براى آن گفت: قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهٰا قُلْتُمْ أَنّٰى هٰذٰا ،أى كيف وقع هذا،گفتى [٦]اين چگونه افتاد و ما مسلمانانيم و بر حقّيم،و پيغامبر خداى در ميان ماست،و وحى از آسمان به ما مىآيد و ايشان مشركانند و بر باطلند؟از كجا افتاد اين حال،و چرا چنين آمد؟اى محمّد!بگو و جواب ده ايشان را كه:اين چه تعجّب است!اين هم از نزديك شماست،يعنى منكم عليكم،از شما بر شما آمد كه شعب رها كردى [٧]و فرمان رسول را مخالفت كردى [٨].و بعضى دگر مفسّران گفتند:مراد ترك قتل و قبول فداست،و آن آن بود [٩]كه [١٠]عبيدة السّلمانىّ روايت كرد[از] [١١]اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-كه او گفت:جبرئيل آمد به رسول -عليه السّلام-و گفت:خداى تعالى كاره است فدا شدن شما از كافران و ايشان را رها كردن،
[١] .مر:بوديد.
[٥] [٢] .دب،آج،لب،فق،مر+كس.
[١١] [٣] .مر:هفتاد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .مر:گفتيد.
[٧] .مر:رها كرديد.
[٨] .مر:كرديد.
[٩] .آج،لب،فق،مر:اين آن است.
[١٠] .آج،لب،فق،مر+ما ايشان را نكشيم و فديه بستانيم و بر برگ لشكر و كارزار صرف كنيم اين آن بود كه.