روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣١ - ترجمه
هوّن عليك فانّ الامور
بامر الاله مقاديرها
فليس بآتيك مصروفها
و لا عازب عنك مقدورها
قوله: إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللّٰهُ فَلاٰ غٰالِبَ لَكُمْ ،آنگه حقتعالى بيان كرد كه:نصرت و ظفر بر دشمنان دين خداى نه به ماست و شوكت و قوّت و عدد و عدّت ما،و لكن به خداى تعلّق دارد،گفت:اگر خداى نصرت كند شما را در جهان كس شما را غلبه نكند،و اگر خذلان كند شما را،كه باشد كه شما را پس از او يارى كند؟و نصرت و معاونت و تقويت متقارب باشند.و ضدّ«نصرت»،«خذلان»بود،و آن [١]باشد كه آن رها كند مرد را و سپارد [٢]تا بر او ظلم كنند تا هلاك شود.و«خذول»گويند آن گاو [٣]را يا آهو را كه ديگران او را رها كنند و بروند،قال طرفة:
خذول تراعي ربربا بخميلة
تناول اطراف البرير و ترتدي
و قال آخر:
نظرت اليك بعين جارية
خذلت صواحبها على طفل
عبيد بن عمير خواند:«و ان يخذلكم»من الافعال بمعنى يحملكم على تخاذل.و قوله:«من بعده»،قيل:من بعد نصره،از پس نصرت او،و قيل:سواه، چنان كه گويند:اطيعك ثمّ لا اطيع أحدا بعدك،أى سواك.گفتند:پس او،يعنى جز او،چنان كه كسى گويد:من از پس تو طاعت كس ندارم،يعنى بجز تو.چون حال بر اين جمله بود،مؤمنان بايد [٤]تا توكّل و اعتماد بر خداى كنند كه نصرت و خذلان به او متعلّق است.
قوله: وَ مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ،عكرمه روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه:سبب نزول آيت آن بود كه روز بدر گليمى از آن بعضى صحابه مفقود شد،منافقان حواله بر رسول-عليه السّلام-كردند،خداى تعالى اين آيت بفرستاد.و جويبر [٥]روايت كرد از ضحّاك از عبد اللّه عبّاس كه گفت:آيت در غزات هوازن آمد كه چون غنيمت
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٣٣/٣)+آن.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مر:بسپارد كه.
[٣] .آج،لب،فق:گاف/گاو.
[٤] .مر+كه.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:جرير.