روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٢ - ترجمه
و خوف يخوف و هيب يهيب،و الحكاية منها خفت وهبت.حقتعالى رد كرد بر منافقان كه گفتند: مٰا مٰاتُوا وَ مٰا قُتِلُوا ،گفت:اگر شما را در ره خداى بكشند يا بميرى در سفر،آمرزش و رحمت خداى تعالى شما را بهتر بود از آنچه منافقان جمع مىكنند از حطام دنيا.و در آيت نيز تقسيم است براى آنكه چون مرگ گفت و قتل در سفر و غزاة،به جزاى آن مغفرت و رحمت گفت،تا هريكى در برابر يكى افتد،و مرگ در سفر به مثابۀ [١]شهادت باشد،
لقوله-عليه السّلام: من مات غريبا مات شهيدا، هركه او غريب ميرد شهيد ميرد،پس هر دو شهيدند يكى به حقيقت يكى بتوسّع.اگر گويند:جزاى شرط كه«إن»است كجاست؟گوييم:«لام»جواب قسمى مقدّر است،اكتفا كرد به اوّل آن [٢]،و اگرچه لفظ او جواب قسم است،در معنى هم جواب قسم است و هم جزاى شرط،براى آنكه جمله است از مبتدا،و خبر در جاى جزاى شرط افتاده،و اگر نه تقدير قسم بودى به جاى«لام»،«فا»بودى كه آنجا كه جزا جملۀ اسمى باشد«فا»بايد،چنان كه:إن تأتني فانت مكرم.و حفص «يجمعون»خواند بالياء،تا خبر باشد از غايبان،و باقى قرّاء بتاء الخطاب على نسق الكلام [٣].
وَ لَئِنْ [٤]مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللّٰهِ تُحْشَرُونَ ،اگر به مرگ روى [٥]و اگر به قتل،به هر حال مرجع [٦]با خداست و محشر به نزديك اوست اگر بنهكشند [٧]مرد را به هر حال بميرد از مرگ چاره نيست،اگر به قتل و شهادت رود زنده ماند كه: بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ [٨]،و اگر به مرگ رود اين پايه نيابد،و اگر به جوانى نرود لا بد به پيرى برود:
و لا بدّ من ترك احدى اثنتي
ن امّا الشّباب و امّا العمر
آخر [٩]:
[١] .وز:ندارد.
[٢] .كذا:در اساس و وز،ديگر نسخه بدلها،به او از آن.
[٣] .دب،آج،لب،فق+و قوله.
[٤] .اساس و وز:و ان،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد تصحيح شد.
[٥] .مر:رويد.
[٦] .مر+شما.
[٧] .بنهكشند/بنكسند،مر:نكشند.
[٨] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٩.
[٩] .آج:قال آخر.