روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٣ - ترجمه
اهل مدينه و كسائى و يعقوب«انّا»خواندند:به يك همزه بر خبر و باقى قرّاء:به دو همزه بر طريق استفهام،ما را زنده خواهند كردن؟[و قرائت آنان كه بر خبر خواندند،بر دو وجه بود:يكى آنكه به طرح همزه استفهام باشد و معنى همانكه بر قرائت ديگران هست.و امّا خبرى باشد نه از اعتقاد،بل بر سبيل تهكّم و سخريّت] [١].
أَ وَ آبٰاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ،ابن عامر خواند:«او»به سكون«واو»،و باقى قرّا به واوى متحرّك،چنان كه الف استفهام باشد و«واو»عطف،و نيز پدران پيشينۀ ما؟ قُلْ نَعَمْ ،بگو اى محمّد:آرى، وَ أَنْتُمْ دٰاخِرُونَ ،«واو»حال است و شما صاغر و داخر و ذليل باشى و راغم.
فَإِنَّمٰا هِيَ زَجْرَةٌ وٰاحِدَةٌ ،آن يك بانگ زدن [٢]باشد مراد به زجرة صيحة دوم [٣]است كه نفخ صور باشد نفخ [٤]احيا كه خداى تعالى عند آن خلقان را زنده كند، فَإِذٰا هُمْ يَنْظُرُونَ ،كه تو بينى ايشان مىنگرند،يعنى زنده شده باشند و از گورها برخاسته.
وَ قٰالُوا يٰا وَيْلَنٰا ،و گويند:واى بر ما! هٰذٰا يَوْمُ الدِّينِ ،اين روز جزاست و روز حساب است [٥].
هٰذٰا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ،اين آن روز فصل قضاست و گذارد [٦]كارها كه شما آن را دروغ مىداشتى.و گفتند:آن روز است كه فرق كنند و جدا كنند ميان اهل بهشت و دوزخ [٧]،اينان را به ثواب و كرامت برسانند و ايشان را به عقوبت و اهانت.
اُحْشُرُوا الَّذِينَ[ظَلَمُوا ،در كلام محذوفى هست و آن آن است كه:ثمّ يقال للملائكة:احشروا الّذين] [٨]آنگه گويند فريشتگان را:حشر كنى و جمع كنى اين كافران را و معبودان و قرناى ايشان را.از رسول-عليه السّلام-روايت كردن [٩]در تفسير«ازواج»گفت:«قرناءهم» [١٠]،يعنى امثال و اشكال ايشان،و آنان كه چون
[١] -اساس و ديگر نسخهها:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٢] -دا:باززدن.
[٣] -آج،لب:دوّم.
[٤] -اساس:نفى،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٥] -آب:چارست.
[٦] -دا:گزاردن،آج،لب:گذار.
[٧] -دا،آج،لب:اهل دوزخ.
[٨] -اساس و آب،افتادگى دارد،از دا،افزوده شد.
[٩] -كذا در اساس و آب،دا،آج،لب:كردند.
[١٠] -دا:ضرباءهم.