روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٤
آن خلاف كرده باشند.
منذر الثّورى گفت:به نزديك ربيع خثيم [١]حاضر بودم،مردى در آمد از آنان كه به قتل حسين بن على-عليهما السّلام [٢]-حاضر بودند،ربيع او را گفت:شمايى كه سر نبيرگان رسول بر فتراكها آويخته آوردهاى؟به خداى كه گزيدگانى را كشتهاى كه اگر پيغامبر خداى ايشان را ديدى بر كنار خود نشاندى و بوسه بر دهن ايشان دادى، آنگه اين آيت بر خواند: قُلِ اللّٰهُمَّ فٰاطِرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ [٣]... أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبٰادِكَ فِي مٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ .
قوله: وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ،گفت:اگر چنان كه هر ملك و ملكى [٤]كه در زمين هست فردا دقيامت [٥]كافران و ظالمان را باشد،و هم چندان ديگر با آن به فدا كنند روز قيامت از بدى عذاب كه به ايشان رسد.
انس مالك [٦]روايت كرد كه،رسول [٧]-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:فردا دقيامت [٨]خداى تعالى گويد يكى را كه از او كمتر عذاب نباشد:[١١٧-پ]در دوزخ اگر ملك دنيا تو را باشد امروز به فداى خود كنى از اين عذاب؟گويد:آرى! خداى تعالى گويد:من از اين خوار [٩]خواستم از تو در دنيا و كمتر،اجابت نكردى و آن آن بود كه گفتم:به من شرك ميار،شرك [١٠]آوردى. وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ،و ايشان را پديد آيد از خداى تعالى آنچه گمان نبرده باشند در دنيا و در حساب ايشان نبوده باشد.
سدّى گفت:آنچه گمان برده باشند كه حسنات است كه بنگرند سيّئات باشد، براى آنكه نه برآن وجه كرده باشند كه خداى [١١]فرموده است.
محمّد بن المنكدر در در مرگ جزع مىكرد،او را گفتند [١٢]:جزع مىكنى از
[١] -اساس:خيثم،به قياس نسخه آج،تصحيح شد.
[٢] -آج،لب:عليه السّلام.
[٣] -دا،لب،افزوده، عٰالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهٰادَةِ .
[٤] -دا:هر ملك و ملل،آج،لب:ملكى.
[٨] [٥] -دقيامت/در قيامت،دا،لب:فرداى قيامت،آج:فردا قيامت.
[٦] -آج،لب:انس بن مالك.
[٧] -دا:حضرت رسول.
[٩] -دا،آج،لب:خوارتر.
[١٠] -دا:ندارد.
[١١] -دا:حقّ جلّ و علا.
[١٢] -آج،لب:مىگفتند.