روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٢ - ترجمه
نذر وفا كند با خود گفت:از اين فرزندان كه را اختيار كنم [١]براى ذبح.انديشه مىكرد.او را گفتند:به قرعه بيرون توانى آوردن.او قرعه بزد به نام فرزندان،به نام عبد اللّه بر آمد پدر رسول اللّه-عليه السّلام-و نور محمّدى در پيشانى او ظاهر بود.و عبد المطّلب از همه فرزندان او را دوستتر داشتى.خواست تا او را قربان كند،بنى هاشم جمع شدند و گفتند:ما رها نكنيم كه تو او را قربان كنى چه اين شرفى است ما را.و در ناصيۀ او آثار و علامت [٢]خير است و رشد،و نورى به خلاف عادت.گفت:
پس چه كنم؟گفتند:فديهاى كن [٣]او را به شترى چند.گفت:هم به قرعه كنم.
فرمود تا ده شتر بحاضر كردند [٤]و قرعه بزدند بر عبد اللّه و بر شتر،به نام عبد اللّه بر آمد.
گفتند:شتر زيادت كن.شتر بيست [٥]كرد و قرعه بر زد [٦]به نام عبد اللّه بر آمد.گفتند:
زيادت كن ده ديگر زيادت كرد [٧].همچنين ده ده زيادت مىكرد و قرعه مىزد هربار به نام عبد اللّه بر آمدى [٨]تا به صد رسيد.چون به صد رسيد قرعه به نام شتر بر آمد.
گفتند:اين صد شتر را قربان كن تا فداى [٩]عبد اللّه باشد.گفت:انصاف نباشد [١٠]اين كه ده قرعۀ عبد اللّه [١١]برآيد و يكبار به نام شتر برآيد،عبد اللّه را رها كنم [١٢]و شتر قربان كنم.تا ده بار قرعه نزنم و همه به نام شتر بر نيايد من اين شتران را قربان نكنم.
ده بار [١٣]قرعه بزد همه به نام شتر بر آمد.آن صد شتر را قربان كرد.فداى [١٤]عبد اللّه ازآنجا در شرع چنين آمد كه ديت مردى مسلمان صد شتر باشد.فهذا معنى
قوله -عليه السّلام-: انا ابن الذبيحين :يكى ذبيح اسماعيل است و يكى ذبيح عبد اللّه.و دليل بر اين قول از قرآن سياقت قصّه است و آنكه خداى [١٥]-جلّ جلاله-چون از قصه ذبح بپرداخت حديث اسحاق كرد و بشارت به او [١٦]:
[١] -آج،لب:كه اختيار كنم.
[٢] -دا،آج،لب:علامات.
[٣] -آج،لب:فديه كن.
[٤] -آج،لب:حاضر كردند.
[٥] -دا:تا بيست،آج،لب:با بيست.
[٦] -آج،لب:بزدهم.
[٧] -آب:زياد كرد.
[٨] -آب:بر آمدن.
[٩] -دا:به فداى.
[١٠] -لب:اين انصاف باشد.
[١١] -دا،آج،لب:ده بار قرعه به نام عبد الله.
[١٢] -لب:كن.
[١٣] -آج،لب:تا ده بار.
[١٤] -دا،آج،لب:در فداى.
[١٥] -آج،لب،افزوده:تعالى.
[١٦] -دا،آج،افزوده:كه،لب:بشارت او.