روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
چون بيافريدند ايشان را كاشك بدانند كه ايشان را چرا آفريدند.
و در خبر است كه يك روز عمر خطّاب [١]صهيب را گفت:تو خود هيچ باز نگيرى [٢]؟گفت:چگونه به امساك [٣]كنم و خداى مىگويد [٤]: وَ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ .
جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:
كلّ معروف صدقة و ما وقى به المرء عرضه كتب له به صدقة و ما انفق المؤمن من نفقة فعلى اللّه خلفها [٥]ضامنا الّا ما كان من نفقة فى بنيان او معصية ،گفت:هر معروفى و صلتى و صدقه باشد [٦]و هرچه مرد به آن [٧]عرض خود صيانت كند او را به آن صدقهاى بنويسد و هر نفقهاى كه كند [٨]خداى تعالى ضمان كرد كه عوض بازدهد الّا آنچه در بنيانى بدهد يا در معصيتى.
مجاهد گفت:نبايد تا از مكان اين آيه مرد اسراف كند در نفقه و اقتصاد رها كند كه روزيها بخشيده است،باشد كه رزق او اندك بود او آنچه [٩]دارد تلف كند با در خيرى خرج كند پس درويش بماند تا به مردن.و انّما مراد اقتصاد است.و ابو امامه گفت:نبايد تا شما به تأويل اين [١٠]اسراف كنى كه من از رسول-عليه السّلام- شنيدم،و الّا گوشهام [١١]كر باد،كه گفت:
ايّاكم و السّرف فى المال و النّفقة و عليكم بالاقتصاد فما افتقر [١٢]قوم قطّ اقتصدوا ،گفت:دور باشى از اسراف در مال و نفقه و بر شما باد كه ميانۀ كار نگاهدارى كه هيچكس درويش نشد كه اقتصاد كرد [١٣]و
قال-عليه السّلام: ما عال من اقتصد، درويش نشود هركه اقتصاد كند و هم[٣١-پ] چنين گفت-عليه السّلام-:
من فقه [١٤]المرء رفقه [١٥]فى المعيشة.و هو خير الرّازقين، و او
[١] -دا،افزوده:رضى اللّه عنه.
[٢] -آج،لب:نمىگيرى.
[٣] -دا،آج،لب:چگونه امساك.
[٤] -آج،لب:كه خداى تعالى مىفرمايد.
[٥] -دا:خلفه.
[٦] -دا،آج،لب:هر معروفى و صلتى صدقهاى.
[٧] -دا:مردمان.
[٨] -دا:كرد.
[٩] -دا،آج،لب:بود و آنچه.
[١٠] -دا،آج،لب،افزوده:آيت.
[١١] -آج،لب:گوشهاام.
[١٢] -آج،لب:اقتصر.
[١٣] -دا:نفقه به اقتصاد كرد.
[١٤] -آج،لب:فقر.
[١٥] -دا:فقهه.