روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢
آنكه«لام» [١]لازم است با او،المعنى:و انّى كنت من السّاخرين،و آنكه من از جملۀ مستهزيان بودم.
قتاده گفت:در اين آيت بس نبود او را كه در طاعت خداى تقصير كرد تا با [٢]تقصير طاعت به طاعتكنندگان استهزا كرد.
ابو صالح گفت:در بنى اسرائيل مردى بود عالم و عابد و خداوند مال.ابليس او را وسواس كرد و گفت:تو را عملى هست و مالى هست،از دنيا.نصيبى بردار و آنگه توبه كن.او به غرور ابليس مغرور شد و معصيت پيش گرفت و مال در معصيت خرج مىكرد [٣].يك روز ناگاه ملكالموت بيامد و پيش او آمد.او گفت:تو كيستى؟گفت:من ملكالموتام آمدهام تا جانت [٤]بردارم.او گفت: يٰا حَسْرَتىٰ عَلىٰ مٰا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللّٰهِ وَ إِنْ كُنْتُ ،خداى تعالى حكايت او با رسول باز كرد.
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللّٰهَ هَدٰانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ،يا گويد اگر خداى مرا هدايت دادى،من متّقى بودمى.بنگر كه خداى تعالى از آن كافر [٥]فاسق چگونه حكايت جبر كرد تا مع كفره،قدرى باشد.
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذٰابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ،يا گويد آنگه كه عذاب دوزخ بيند:اگر مرا كرّتى و رجعتى [٦]بودى تا من از جملۀ محسنان و نيكوكاران بودمى.و نصب فاكون بر جواب تمنّى است به«فا»براى آنكه كلام متضمّن تمنّى است،و التّقدير:يا ليت لى كرّة فاكون.و جواب او محذوف است و التقدير:لو انّ لى كرّة حتّى احسن لكان خيرا لى.و اگر چنان كه گفتيم،«لو»به معنى«ليت»تفسير [٧]دهند،فاكون جواب او باشد و تقدير محذوفى نبايد كردن.
بَلىٰ قَدْ جٰاءَتْكَ آيٰاتِي فَكَذَّبْتَ بِهٰا وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكٰافِرِينَ ، جواب دهند او را:بلى،آيات ما به تو آمد،آن را دروغ داشتى و ترفع نمودى از او و
[١] -اساس:كلام(كه+لام)
[٢] -آج،لب:يا با ما.
[٣] -آج،لب:كرد.
[٤] -آج،لب:جان تو.
[٥] -آج،لب:كافران.
[٦] -آج،لب:رحمتى.
[٧] -آج،لب:تقدير.