روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢
وَ فُتِحَتْ أَبْوٰابُهٰا ،«واو»عطف است.و آنچه گفتند از«واو»ثمانيه آن را اصلى نيست.
وَ قٰالَ لَهُمْ خَزَنَتُهٰا ،و گويند ايشان را خازنان بهشت: سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ ،سلام باد بر شما،خوش بادى، فَادْخُلُوهٰا خٰالِدِينَ ،در اين بهشت شويد مخلّد،مؤبّد [١].و جواب«اذا»،محذوف است در آيت و تقدير آنكه:دخلوها،و قالوا:الحمد للّه،قال الشاعر:شعر:
حتّى اذا سلكوهم فى قتائدة
شلاّ كما تطرد الجمّالة الشّردا
و جواب«اذا»در بيت محذوف است،براى آنكه بيت آخر قصيده است.
و گفتند:«واو»زياده است،و التّقدير«فتحت»،و اين جواب«اذا»باشد،چنان كه گفت شاعر،مصرع:
فلمّا اجزنا ساحة الحىّ و انتحى و المعنى،انتحى.
قتاده گفت:چون از دوزخ بگذرند،ايشان را بر پلى برانند كه ميان بهشت و دوزخ باشد تا مهذّب و پاكيزه شوند،آنگه گويند ايشان را: سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهٰا خٰالِدِينَ .
عامر بن ضمره [٢]روايت كرد از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-كه او را پرسيدند از اين آيت: وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلىٰ جَهَنَّمَ زُمَراً -الآية.گفت:
ايشان را به در بهشت برند و در بهشت درختى باشد كه از ساق آن درخت دو چشمه مىآيد.او را گويند:از اين يك چشمه غسل كن،غسل كند، نضرت [٣]نعيم بر اندام او برود و اندامش پاكيزه و ناعم شود.پس از آن ديگر گرد بر او ننشيند و مويش كاليده نشود،چنان كه پندارى ايشان را به روغن اندودهاند.آنگه از چشمۀ ديگر آب دهند ايشان را تا آنچه در اندرون ايشان باشد از رنج و غلّ و غشّ و حقد و حسد بشويد.آنگه فرشتگان به استقبال ايشان آيند در بهشت و ايشان را گويند: سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهٰا خٰالِدِينَ ،و غلامان هريكى از ايشان بشتابند
[١] -لب:مؤيّد.
[٢] -لب:صغره.
[٣] -لب،افزوده:و.