روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧
فقلت:يمين اللّه ابرح قاعدا و معنى آنكه،او سوگند خورده است كه درنوردد و فانى كند.و اين وجه دور نيست-لاحتمال الكلام له،و لكن وجه اول لايقتر است براى مناسبت[١٢٢-ر].
وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،امّا اعراب وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ ،فرّا گفت:قبضته،در محلّ نصب است،و التّقدير:فى قبضته.گفت:محلّ او ظرف است.زجّاج گفت:اين خطاست،براى آنكه نگويند:زيد دارك،على تقدير:فى دارك به حذف حرف جر.و لا شهر رمضان انسلاخ شعبان،على تقدير:فى انسلاخ شعبان.و قبضته اگرچه به ظاهر خبر مبتدا است،به معنى نيست،براى آنكه خبر بايد تا [١]مبتدا باشد بعينه،و خبر بر حقيقت محذوف است،و تقدير آنكه:الأرض تحصل و تثبت جميعا فى قبضته.و نصب جميعا بر حال است دون آنكه گفتند اضمار كان.و مثله قول الشاعر:
اذا المرء اعيته [٢]المروءة ناشئا [٣]
فمطلبه كهلا عليه شديد
اى فى حال كهولته و[عامل] [٤]در حال و ظرف آن خبر مبتدا محذوف است مقدّر من قولنا:تثبت و تحصل دون اضمار كان.اين قول سيبويه است و مذهب درست نزديك [٥]بصريان. سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ ،منزه است خداى و متعالى ازآنكه به او شرك آرند.
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ ، حقتعالى گفت:در صور دمند.عبد اللّه عمر گفت،رسول را-عليه السّلام-پرسيدم از صور،گفت:مانند سروى است باد در او دمند و اين نفخۀ دوم نفخۀ صعق و مرگ در آسمان و زمين [٦]بميرد [٧]،چه نفخه اولى نفخه فزع باشد و دوم نفخه صعق و مرگ باشد،و سهام [٨]نفخۀ احيا باشد. إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ ،الّا آنان را كه خداى خواهد.
[١] -آج،لب:يا.
[٢] -اساس:اعتبه،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٣] -اساس:ماشئا،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٤] -اساس و آب،ندارد،از دا،افزوده شد.
[٥] -آج،لب:به نزديك.
[٦] -دا،افزوده:باشد.
[٧] -دا،آج،لب:بميرند.
[٨] -آج،لب:سيوم.