روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٤ - ترجمه
ايشان دادم كه: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتٰابَ .و از اين جا رسول-عليه السّلام-هر دو را به هم مقرون كرد.ميراث را و وارث را،فى
قوله: انّى مخلّف فيكم ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا،كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و إنّ اللّطيف الخبير اخبرنى انّهما لن يتفرّقا حتّى يردا علىّ الحوض.
و وجه ديگر آنكه به يك قول«اورثنا»را تفسير دادند بر«اعطينا»،ما داديم كتاب و آنچه خداى دهد نصّ باشد از قبل او نه اختيار.و از قبل تو درست شد كه وارث كتاب آنانند كه كتاب به ايشان دادند،و آن اين جماعت منصوص عليهماند.
وجه ديگر آنكه گفت: اِصْطَفَيْنٰا ،برگزيديم:از الفاظ اختيار هيچ لفظ از اين خاصتر نيست از اختيار و اجتبا [١]،براى آنكه اسم از او مصطفى باشد.و اين لفظ لايق نباشد الّا پيغامبران [٢]و امامان.و چون از پيغامبران [٣]فرود آمدى جز امام نباشد،و آن امامان كه اختيار خداىاند و گزيدۀ او جز آنانند كه اختيار خلقاند.
وجه ديگر آنكه آن كسى كه اختيار خداى باشد جز معصوم نباشند [٤]،براى آنكه او عالم است به ظاهر و باطن خلقان چنان كه هريكى از ما چون اختيار [٤٣-پ]كسى كند براى كار دينى،جز ظاهر سترى [٥]اختيار نكند ازآنجا كه باطن نداند،چه اگر باطن دانستى آن را اختيار كردى كه او را ظاهر و باطن بر صلاح بودى،چون قديم تعالى عالم است به ظاهر و باطن خلقان و سرّ و علانيۀ ايشان داند، اختيار نكند جز آن را كه ظاهر و باطن او بر صلاح باشد،و اين صفت معصومان است.نبينى كه اين لفظ در حق پيغامبران و ائمّه و پاكان آمد در قرآن،فى قوله: إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى الْعٰالَمِينَ، ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ... [٦]و قوله: اَللّٰهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلاٰئِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّٰاسِ... [٧]،و قوله:...
إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفٰاكِ عَلىٰ نِسٰاءِ الْعٰالَمِينَ [٨] .
[١] -اساس:اجتيار،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٢] -دا،آج،لب:به پيغامبران.
[٣] -دا:از درجۀ پيغامبر.
[٤] -دا،آج،لب:نباشد.
[٥] -اساس:سرى،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٦] -سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٣٣ و ٣٤.
[٧] -سورۀ حجّ(٢٢)آيۀ ٧٥.
[٨] -سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٤٢.