روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٧ - ترجمه
و دليل [١]بر آنكه چنين است [٢]،قوله تعالى: أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ ،مىپرستى آنچه مىتراشى؟و معلوم است كه ايشان نحت نمىپرستيدند.و انّما منحوت و چوب تراشيده مىپرستيدند.و تقدير در اين كلمه آن است كه:أ تعبدون ما تنحتونه [٣].و مثله قوله:[٧٤-پ] ...فَإِذٰا هِيَ تَلْقَفُ مٰا يَأْفِكُونَ [٤].و معلوم است كه عصا افك ايشان، كه عمل ايشان بود،از عرض فرونمىبرد.و انّما چوب و رسن كه محلّ افك بود فرومىبرد- .و كذلك قوله: ...تَلْقَفْ مٰا صَنَعُوا [٥]...،اى،ما صنعوا فيه.همچنين آيت:
أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ وَ اللّٰهُ خَلَقَكُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ فيه.
دليل ديگر بر آنكه تأويل اين وجه است كه گفتيم آن است كه مورد آيه ملامت و تقريع است،فى قوله: أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ ،خدايانى مىپرستى كه شما به دست خود مىتراشى؟و خدا شما را آفريده است و آنچه شما مىتراشى از چوب،مراد آن است.چه اگر مراد آن بودى كه ايشان گفتند،آيت عذر ايشان بودى نه عذل [٦]ايشان و مناقضه بودى كه اوّل آيت ملامت بودى و آخر آيت عذر.دگر آنكه قصّۀ آيت و اخبار مقتضى اين تأويل است كه ايشان بتتراش بودند [٧]و بتگر و در اين هيچ خلاف نيست [٨].آنگه گفت:شما را و آنچه شما مىپرستى از بتان و اصنام،خداى آفريده است.
وجه ديگر آنكه ممكن است كه خلق را حمل كنند بر تقدير: وَ اللّٰهُ خَلَقَكُمْ ، اى قدّركم و قدّر عملكم،خداى تعالى شما را بيافريد و اعمال شما مقدّر بكرد،خلق تقدير لا خلق ايجاد كما قال الشّاعر [٩]:
و لانت تفري ما خلقت و بع-
-ض القوم يخلق[ثمّ] [١٠]لا يفري [١١]
و«ما»فى قوله:ما تنحتون،رواست كه موصوله باشد،و روا بود كه نكرۀ موصوفه
[١] -آج،لب:دليل ديگر.
[٢] -آج،لب:تأويل بر اين وجه است.
[٣] -دا:تنحتون به.
[٤] -سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١١٧ و شعرا(٢٦)آيۀ ٤٥.
[٥] -سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٦٩.
[٦] -دا:عزل.
[٧] -لب:بت تراشيده بودند.
[٨] -لب:در اين خلاف نيست.
[٩] -دا،آج،لب،افزوده:شعر.
[١٠] -اساس و آب:ندارد،از دا،افزوده شد.
[١١] -دا،آج،لب،افزوده:و قال آخر شعر: و لا يبطّ بايدى الخالقين و لا ايدى الخوالق الّا جيّد الادم