روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
بود.و فى قوله: وَ مٰا تَعْمَلُونَ ،موصوله است،به معنى الّذى.دگر آنكه اگر حمل برآن كنند كه ايشان گفتند در آيت مناقضه باشد از وجهى [١]دگر و آن،آن است كه گفت: وَ مٰا تَعْمَلُونَ ،عمل اضافت كرد با ايشان [٢]اگر فعل خداى بودى،اضافت با بنده نكردى.
چون اضافه با بنده كرد،فعل بنده باشد نه فعل خداى،كه در عقل و شرع اضافت فعل با فاعلش كنند.
قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيٰاناً ،گفت [٣]براى او بنيانى بسازى و او را در آتش افگنى.
فَأَرٰادُوا [٤]بِهِ كَيْداً ،و به او مكر و كيد [٥]خواستند و انداختند. فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ،ما ايشان را فروترين كرديم،يعنى دشمنان ابراهيم [٦]را از نمرود و بتپرستان فروبرديم.مقاتل گفت:براى ابراهيم [٧]بنايى كردند [٨]طولش سى گز و عرضش بيست گز و پر از هيزم [٩]خشك كردند و آتش در او زدند تا تافته گشت،چنان كه قصّۀ آن در سورة الانبياء برفت.
قوله: وَ قٰالَ إِنِّي ذٰاهِبٌ إِلىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ ،ابراهيم [١٠]-عليه السّلام-گفت:من به خداى خود مىروم يعنى به آنجا كه خداى مرا فرموده است.و مثله قوله: ...وَ قٰالَ إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِلىٰ رَبِّي [١١]... سَيَهْدِينِ [١٢].و گفتند معنى آن است[٧٥-ر]كه:ذاهب بنيّتى و عملى الى ربّى،به نيّت [١٣]و عمل خويشتن با خداى مىبرم،يعنى نيّت خالص كردم [١٤]خداى را. سَيَهْدِينِ ،تا مرا هدايت دهد و لطف كند با من.و گفتند به هدايت راه مقصد خواست.و خلاف نيست ميان مفسّران در آنكه مهاجر ابراهيم [١٥]-عليه السّلام-زمين شام بود و زمين مقدّسه.
[١] -اساس:از او وجهى،به قياس با ديگر نسخ«او»زايد مىنمود و حذف شد.
[٢] -آب:به ايشان.
[٣] -دا،آج،لب:گفتند.
[٤] -اساس،آب،دا:و ارادوا.
[٥] -دا،آج،لب:كيد و مكر.
[١٥] [١٠] [٧] [٦] -اساس،دا،آج:ابراهيم.
[٨] -دا:كرد.
[٩] -دا:بر ابرهيم.
[١١] -سورۀ عنكبوت(٢٩)آيۀ ٢٦.
[١٢] -كذا در همۀ نسخهها،اين كلمه در قرآن مجيد دنبالۀ اين آيه نيست.
[١٣] -دا،آج،لب:من نيّت.
[١٤] -آب:كرد.